تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
مىكند مثلًا مىگويند : فلان كس فرزندش را از دست داده ، به‌سراغ او نرويم ممكن است فرزندمان از دست برود ، يا در امر تجارت ورشكست شده با او دوستى نكنيم ممكن است به ما هم سرايت كند ، و امثال اين خرافات كه اسلام با همهء آن‌ها مخالفت كرده است . جمعى از بزرگان « 1 » تفسير ديگرى براى نفى « عدوى » ذكر كرده‌اند و آن اين‌كه اسلام مىخواهد به پيروان خود تعليم دهد كه حتى سرايت بيمارى از كسى به ديگرى بدون ارادهء خداوند نمىشود و هيچ سببى از اسباب اين جهان استقلال در تأثير ندارد بلكه بايد اراده و فرمان خدا با آن همراه باشد . ولى اين تفسير ، مناسب به نظرنمىرسد زيرا اين مطلب منحصر به بيمارىها نيست ، تمام اسباب و علل اين جهان چنين است چرا در روايت فقط سرايت بيمارىها ذكر شده است ؟ آنگاه در پايان اين سخن اشاره به چهار موضوع نشاطآور و برطرف‌كنندهء غم و اندوه مىكند ، مىفرمايد : « بوى خوش ، عسل ، سوار شدن بر مركب و نگاه كردن به سبزه ، مايهء قوت و نشاط است » ؛ ( وَالطِّيبُ نُشْرَةٌ ، وَالْعَسَلُ نُشْرَةٌ ، وَالرُّكُوبُ نُشْرَةٌ ، وَالنَّظَرُ إِلَى الْخُضْرَةِ نُشْرَةٌ ) . « نشرة » در بسيارى از منابع لغت به عنوان تعويذ و حرز است ، يعنى همان دعا و چيزى كه به بيمار يا مصروع مىدهند تا شفا پيدا كند و سبب زوال غم و اندوه او گردد و لذا بعضى مانند علامهء مجلسى آن را به چيزى كه سبب زوال غم و اندوه مىشود تفسير كرده‌اند . « 2 » و در اصل از مادهء « نشر » ( بر وزن حشر ) گرفته شده زيرا حرز و تعويذ و امثال آن سبب انتشار آثار مثبت در شخص بيمار يا غير بيمار مىشود و لذا در كتاب
هامش
( 1 ) . علامهء مجلسى در بحارالانوار و ملا صالح مازندرانى در شرح اصول كافى . ( 2 ) . بحارالانوار ، ج 63 ، ص 291 .