التحقيق ريشهء اصلى آن « هو بسط بعد قبض » ذكر شده است .
البته اين مسأله گاه جنبهء خرافى داشته و گمان مىكردند اشخاصى كه گرفتار بيمارى صرع مىشوند جن در آنها نفوذ كرده و بهوسيلهء تعويذ مىخواستند جن را بيرون كنند ولذا در بعضى از روايات آمدهاست : «
النُّشرَةُ مِن عمَلِالشَّيطانِ
» . « 1 »
ولى در بسيارى از اوقات جنبهء مثبت داشته و آن اينكه بهوسيلهء دعا و حرز كه به بيمار مىدادند از خدا تقاضاى شفاى او را مىكردند .
و از آنجا كه بوى خوش و عسل و سوار شدن بر مركب راهوار و نگاه كردن به سبزه سبب نشاط و زوال غم و اندوه مىشود امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه آن را شبيه حرز و تعويذ دانسته و اين تعبير زيبا را دربارهء آن بهكار برده ، گويى اين چهار موضوع همچون حرز و تعويذى است كه غم و اندوه را از انسان زايل مىكند و اين موضوع علاوه بر اينكه به تجربه ثابت شده هماكنون مورد تأكيد پزشكان براى رفع غم واندوه وافسردگى و تجديد نشاط بعد از خستگى مىباشد .
قابل توجه اينكه در بعضى از روايات بهجاى « عسل » « غُسل » آمده است .
مرحوم طبرسى در كتاب مكارم الاخلاق حديث را اين گونه نقل مىكند : «
التَّطَيُّبُ نُشْرَةٌ والغُسْلُ نُشْرَةٌ والنَّظَرُ إلى الخُضْرَةِ نُشْرَةٌ والرُّكوبُ نُشْرَةٌ
؛ خوشبو كردن خويشتن و غسل نمودن و نگاه كردن به سبزه و سوار بر مركب شدن موجب زوال غم و اندوه است » . « 2 »
نكته اسباب نشاط و شادى و دفع غم و اندوه
فراگير بودن احكام اسلام سبب شده كه اهميتى نيز به اسباب نشاط و زوال
هامش
( 1 ) . نهايه ابن اثير ، در مادهء نشر .
( 2 ) . مكارم الاخلاق ، ص 42 .