و آنچه خير دنيا و آخرت در آن است در آن نامه ريخت و به فرزندش هديه كرد مىخوانيم : پسرم ! چون احساس كردم به سن پيرى رسيدهام و قوايم رو به سستى نهاده به اين وصيت مبادرت ورزيدم و بخشهايى از آن را براى تو بيان كردم مبادا اجلم فرا رسد در حالى كه آنچه در درون سينه داشتهام بيان نكرده باشم . . .
ازاينرو پيش از آنكه هوى و هوس و فتنههاى دنيا به تو هجوم آورد و همچون مركبى سركش شوى ، به تعليم و تربيت تو روى آوردم زيرا «
إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيةِ مَا أُلْقِى فِيهَا مِنْ شَىءٍ قَبِلَتْهُ فَبَادَرْتُكَ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ يقْسُوَ قَلْبُكَ وَيشْتَغِلَ لُبُّك
؛ قلب جوان همچون زمين خالى است و هر بذرى در آن بيفشانند آن را مىپذيرد . به همين دليل پيش از آنكه قلبت قساوت يابد و فكرت به امور ديگر مشغول گردد ( گفتنىها را گفتم ) » . « 1 »
اين مطلب پيش از همه از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده شده است كه فرمود : «
مَنْ تَعَلَّمَ فِى شَبَابِهِ كَانَ بِمَنْزِلَةِ الرَّسْمِ فِى الْحَجَر وَ مَنْ تَعَلَّمَ وَ هُوَ كَبِيرٌ كَانَ بِمَنْزِلَةِ الْكِتَابِ عَلَى وَجْهِ الْمَاءِ
؛ كسى كه در جوانى ( و نوجوانى ) چيزى را فراگيرد همچون مطلبى است كه بر سنگ ترسيم مىشود و كسى كه در بزرگسالى چيزى را فراگيرد همچون نقشى است كه برآب زنند » . « 2 »
سپس امام عليه السلام از ميان تمام آداب و تعليمات به تعليم قرآن توجه كرده و بر آن تأكيد مىكند . چرا كه قرآن مجموعهء بىنظيرى است كه تمام درسهاى زندگى مادى و معنوى در آن جمع است . توحيد و معاد بهصورت گسترده در آن تجلى مىكند ، بخش مهم احكام الهى در آن بيان شده و دستورات اخلاقىاش فوقالعاده مؤثر و پربار است و تاريخ عبرتانگيز انبياء پيشين نيز در جاىجاى آن ديده مىشود . آرى بايد قبل از هرچيز به فرزندان قرآن تعليم داد .
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 31
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 1 ، ص 222 ، ح 6 .