است كه علاقه به چيزى پيدا كند كه باعث ذلت او گردد » . « 1 »
در سومين نكتهء حكمتآميز مىفرمايد : « آنكس كه با تلاش معتدل و صحيح چيزى را بهدست نياورد با تلاش ناصحيح چيزى بهدست نخواهد آورد » ؛ (
مَنْ لَمْ يُعْطَ قَاعِداً لَمْ يُعْطَ قَائِماً
) . منظور امام عليه السلام اين است كه انسان بايد براى بهدست آوردن روزى ، از راههاى صحيح و معقول وارد شود ؛ حرص و طمع را كنار بگذارد و گمان نكند هميشه تلاش بيشتر سبب درآمد بيشتر است زيرا اگر چيزى براى انسان مقدر نشده باشد هرقدر هم تلاش و كوشش كند به آن نخواهد رسيد .
بعضى از شارحان ، اين جمله را چنين معنا كردهاند : اگر چيزى را به انسان با مدارا ندهند ، با زور نخواهند داد .
ولى ظاهر همان است كه در تفسير بالا گفتيم .
و شبيه آن ، تفسير ديگرى است كه در كلام ابنابىالحديد آمده است و مىگويد :
اگر چيزى را بدون كوشش به انسان ندهند با كوشش به او نخواهند داد .
البته اين سخن اگر ناظر به رزق مقسوم باشد قابل قبول است اما روزىهايى كه مشروط به تلاش است نمىتواند در اين تفسير بگنجد .
آنگاه امام عليه السلام در آخرين جمله دورنمايى از زندگانى دنيا را نشان مىدهد كه همهء حوادث را در دل خود دارد و دستور جامعى براى برخورد با اين حوادث بيان مىكند ، مىفرمايد : « دنيا دو روز است : روزى به سود توست و روزى به زيان تو . در آن روز كه به سود توست مست و مغرور مباش و آن روز كه به زيان توست صابر و شكيبا باش » ؛ (
الدَّهْرُ يَوْمَانِ : يَوْمٌ لَكَ ، وَيَوْمٌ عَلَيْكَ ؛ فَإِذَا كَانَ لَكَ فَلَا تَبْطَرْ ، وَإِذَا كَانَ عَلَيْكَ فَاصْبِرْ !
) . « تبطر » از مادهء « بطر » ( بر وزن ضرر ) به معناى غرور و مستى حاصل از فزونى
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 320 ، ح 1 .