مرحوم علامهء شوشترى در شرح نهجالبلاغهء خود نقل مىكند كه ابوالفتح ابن عميد از صاحب بن عباد نزد سلطان وقت ، مؤيدالدولة ، سعايت كرد تا او را از كار خود ( وزير مخصوص بودن ) بر كنار ساخت و خودش به تدبير امور پرداخت همانگونه كه براى ركنالدولة ، پدر مؤيدالدولة تدبير مىكرد . روزى نديمان و دوستان خاص خود را دعوت كرد ، مجلس عظيمى تشكيل داد و زينتآلات فراوان و ظروف طلا و نقرهاى كه از حد و حصر خارج بود حاضر ساخت و مشغول نوشيدن شراب شد و آن روز و آن شب مرتباً شراب مىخورد و به غلامان خود دستور داد كه مجلس را به همان حال نگه داريد ، چيزى از آن كم و زياد نشود تا فردا نيز ادامه دهيم و به نديمان و دوستان خاص خود گفت : فردا صبح نيز در اين مجلس شركت كنيد . سپس به اتاق خواب خود رفت و نديمان به خانههاى خود بازگشتند . سحرگاهان همان شب مؤيدالدولة دستور داد او را دستگير كردند و كسى را به خانهاش فرستاد كه آنچه در آن است گردآورى كرده بياورد و صاحب بن عباد را به وزارت بازگرداند و ابن عميد همچنان در آن حال نكبت بود تا از دنيا رفت . « 1 »
آنگاه امام عليه السلام به دومين نكته اشاره كرده ، مىفرمايد : « كوتاهى در حُسن عمل با وجود اطمينان به پاداش ( الهى ) براى آن ، غبن و خسارت است » ؛ (
وَالتَّقْصِيرُ فِى حُسْنِ الْعَمَلِ إِذَا وَثِقْتَ بِالثَّوَابِ عَلَيهِ غَبْنٌ
) . اشاره به اينكه اگر انسان شك در معاد و ثواب و عقاب داشته باشد كوتاهى او در انجام كارهاى نيك ممكن است قابل توجيه باشد اما افراد باايمان كه معاد را باور كرده و به ثواب و جزاى الهى ايمان دارند آن هم ثوابهاى بسيار عظيمى كه تناسبى با مقدار عمل انسانها ندارد بلكه فقط مناسب فضل و الطاف الهى است اگر در انجام كارهاى نيك كوتاهى كنند بهراستى عجيب است و اين همان غبن
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء علامهء شوشترى ، ج 14 ، ص 603 .