و خسارتى است كه انسان با دست خود بر خويشتن وارد مىكند .
حقيقت غبن آن است كه انسان سرمايهاى را از دست دهد و نتواند معادل يا بيش از آن بهدست آورد و نيز فرصت مناسبى براى بهدست آوردن سود كلانى در اختيار او باشد اما فرصت را از دست دهد و آن سود را تحصيل نكند ؛ اينها همه مصداق غبن است .
قرآن مجيد روز قيامت را يوم التغابن نام نهاده ، مىفرمايد : « « يوْمَ يجْمَعُكُمْ لِيوْمِ الْجَمْعِ ذَلِكَ يوْمُ التَّغَابُنِ » ؛ اين ( رستاخيز عام ) در زمانى خواهد بود كه خداوند همهء شما را در روز اجتماع گردآورى مىكند و آن روز ، روز تغابن است » . « 1 »
تغابن از باب تفاعل معمولًا درمورد كارى گفته مىشود كه دو جانبه باشد مانند تعارض و تزاحم و اين معنى در قيامت صادق است زيرا همگى خود را مغبون مىبينند ، مؤمنان به اين دليل كه كارهاى نيك بيشترى انجام ندادهاند و اى بسا كافران مانع بودند و كافران به اين دليل كه هيچ اندوختهاى براى آن روز به دستشان نيامده و شايد مؤمنان را در خبررسانى مقصر مىپندارند . از گفته بعضى از اهل لغت نيز استفاده مىشود كه باب تفاعل هميشه به اين معنا نيست و تغابن در آيهء مزبور به معنى ظهور غبن است . آرى آن روز ظاهر مىشود كه چه اشخاصى مغبون بودهاند و چه اشخاصى بهرهء كافى بردهاند .
سپس امام عليه السلام به سومين و آخرين نكته اشاره كرده ، مىفرمايد : « اطمينان به هركس قبل از آزمايش و امتحان او دليل عجز و ناتوانى است » ؛ (
وَالطُّمَأْنِينَةُ إِلَى كُلِّ أَحَدٍ قَبْلَ الاخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ
) . با توجه به اينكه ابليسِ آدمرو بسيار است پس به هر دستى نبايد داد دست .
دوستان انسان در سرنوشت او تأثير عميقى دارند نبايد هيچكس را بدون امتحان به دوستى برگزيد . سرمايههايى را كه خدا به انسان داده نمىتوان در اختيار
هامش
( 1 ) . تغابن ، آيهء 9 .