تاريخ او از معروفترين تاريخهاست و مطالب زيادى در آن نقل شده است و نسبت به بسيارى از تواريخ اسلامى دقيقتر است ( هرچند خالى از اشتباه نيست ) .
او در آمل مازندران در سال 224 تولد يافت و در سال 310 در بغداد چشم از جهان پوشيد .
اما ابن جرير طبرى شيعى آملى نيز كنيهاش ابوجعفر است و از بزرگان علماى اماميه در قرن چهارم بود . نويسندهء كتاب دلايل الامامة و كتاب المسترشد مىباشد و مرحوم نجاشى او را مردى ثقه و جليل القدر و كثير العلم از اصحاب ما شمرده است . « 1 »
2 . عبدالرحمن بن ابى ليلى
به گفتهء خطيب بغدادى در كتاب تاريخش ، ابوليلى پدر عبدالرحمن از ياران خاص على عليه السلام بود و در خدمت آن حضرت به مدائن آمد و فرزندش نيز از كسانى است كه در كتب ما از وى به نيكى ياد شده است و تعبير به فقيه در كلام سيد رضى ظاهراً صفت براى عبدالرحمن است نه صفت براى پدرش ابىليلى و همانگونه كه مرحوم سيد رضى اشاره كرده عبدالرحمن از كسانى بود كه همراه ابن اشعث براى جنگ با حجاج خروج كرد يا از كسانى بود كه مردم را به جهاد در مقابل حجاج دعوت مىكرد .
از نوشتههاى مرحوم سيد محسن امين در اعيان الشيعه استفاده مىشود كه او از قرّاء بود ، بعضى از قاريان معروف ، قرائت قرآن را از او فراگرفتهاند .
البته فرد ديگرى به نام عبدالرحمن بن ابىليلى در ميان فقهاى اهل سنت ديده مىشود كه معاصر با امام صادق عليه السلام است و گاه حالات اين دو با يكديگر ممكن است اشتباه شود .
هامش
( 1 ) . براى توضيح بيشتر به كتابهاى الكنى و الالقاب ، تاريخ نامهء طبرى و الذريعة مراجعه شود .