فرموده كه نخستين مرحلهء آن ، انكار با قلب و بيزارى از آن در دل است . البته اگر بيش از اين در توان شخص نباشد اين مقدار بر او واجب است و خداوند از او مىپذيرد ولى امام عليه السلام پاداشى براى آن ذكر نكرده است شايد به اين دليل كه كارى از او سر نزده تنها آلودهء گناه نشده و رضايت به گناه نداده است .
سپس امام عليه السلام بهسراغ مرحلهء دوم مىرود و مىفرمايد : « و آنكس كه با زبان و بيان به مبارزه برخيزد و آن را انكار كند پاداش الهى خواهد داشت و مقامش از گروه نخست ، برتر است » ؛ (
وَ مَنْ أَنْكَرَهُ بِلِسَانِهِ فَقَدْ أُجِرَ ، وَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْ صَاحِبِهِ
) . روشن است كه اين اجر و پاداش و برترى مقام در صورتى است كه توانى نداشته باشد كه عملًا با ظلم ظالم و منكرات گنهكاران مبارزه كند و اين دومين مرحلهء نهى از منكر است كه فقها نيز در كتب فقهى خود در كتاب الامر بالمعروف و النهى عن المنكر ذكر كردهاند .
سپس امام عليه السلام بهسراغ برترين و بالاترين و آخرين مرحلهء نهى از منكر و مبارزهء با فساد رفته ، مىفرمايد : « اما آنكس كه با شمشير براى بالا بردن نام خدا و سرنگونى ظالمان به انكار برخيزد او كسى است كه به راه هدايت راه يافته و بر جادهء حقيقى گام نهاده و نور يقين در قلبش تابيده است » ؛ (
وَ مَنْ أَنْكَرَهُ بِالسَّيْفِ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِىَ الْعَلْيَا وَ كَلِمَةُ الظَّالِمينَ هِيَ السُّفْلَى ، فَذَلِكَ الَّذِي أَصَابَ سَبِيلَ الْهُدَى ، وَ قَامَ عَلَى الطَّرِيقِ وَ نَوَّرَ فِي قَلْبِهِ الْيَقِينُ
) . تعبير به « من انكره بالسيف » به معناى تكيه بر قدرت است و « سيف » به معناى شمشير موضوعيتى ندارد . جملهء « لتكون كلمة اللَّه . . . » بيان كنندهء اين حقيقت است كه براى پيشبرد اهداف مقدس الهى و برچيدن بساط ظلم بايد از قدرت و قوت استفاده كرد . ممكن است انكار زبانى تأثيرات محدودى داشته باشد ولى آنچه مىتواند بساط ظلم ظالمان را برچيند و عدل و داد را جايگزين سازد همان تكيه بر قدرت است .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٠٦