اما بعد از حمد و ثناى الهى ؛ شما مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در زمان حيات خود فرمود : كسى كه سلطان ظالمى را ببيند كه حرام خدا را حلال شمرده ، پيمان الهى را شكسته ، به مخالفت سنت رسول اللَّه صلى الله عليه و آله برخاسته و در ميان بندگان خدا به گناه و ظلم مشغول است سپس با گفتار و عمل خود با او مخالفت نكند سزاوار است كه خداوند او را به سرنوشت همان ظالم گرفتار سازد و شما بهخوبى مىدانيد كه اين جمعيت ( بنى اميه ) اصرار بر اطاعت شيطان دارند و از اطاعت رحمن سر باز زدهاند ، مفاسد را آشكار ساخته و حدود الهى را تعطيل نمودهاند و بر بيتالمال مسلمين چنگ انداخته و حرام خدا را حلال شمردهاند و من از همه به اين امر ( قيام بر ضد آنان ) بهسبب قرابت و خويشاوندى با رسول خدا صلى الله عليه و آله سزاوارترم » . « 1 »
از كلام طبرى استفاده مىشود كه امام عليه السلام بار ديگر اين سخن را بهصورت خطبه در سرزمين بيضه در مقابل حر بن يزيد رياحى و لشكرش كه براى جلوگيرى از حركت امام عليه السلام آمده بودند بيان فرمود . « 2 »
نكتهها
1 . محمد بن جرير طبرى
در مقدمهاى كه مرحوم سيد رضى براى اين گفتار بسيار پرمحتوا بيان كرده نخست اشاره به ابن جرير طبرى شده است . طبرى نام دو نفر است يكى شيعه و ديگرى اهل سنت كه هر دو ابوجعفر محمّد بن جرير طبرى نام دارند . تاريخ معروف طبرى مربوط به طبرى اهل سنت است كه مردى دانشمند و در عصر و زمان خود كمنظير بود . نوشتههاى زيادى دارد كه از جملهء آنها تفسير مهمى به نام جامع البيان و تاريخ مشهورش است و كتابى به نام كتاب الولاية دارد كه طرق مختلف حديث غدير را در آن بيان كرده است .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 44 ، ص 382 .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 304 .