لرزيد از اين بيم جوان بر خود و جا داشت * كز مرگ فتد لرزه به تن ضيغم نر را
گفتا نكنم با پدر و خواهرم اين كار * ليكن به مى از خويش كنم رفع ضرر را
جامى دو سه مِى خورد چو شد چيره ز مستى * هم خواهر خود را زد و هم كشت پدر را
اى كاش شود خشك بن تاك خداوند * زين مايهء شر حفظ كند نوع بشر را
13 . « و دورى از سرقت را براى حفظ عفت ( و پرهيز از آلودگى به اموال مردم ) مقرر داشت » ؛
( وَمُجَانَبَةَ السَّرِقَة إِيجاباً لِلْعِفَّةِ )
. سرقت و دزدى به هر شكل باشد از بزرگترين گناهان در اسلام و داراى حدّ شرعى است و در همهء عرفها و تمام عقلا كارى بسيار زشت محسوب مىشود و در تمام قوانين دنيا براى آن مجازات مقرر شده است .
تعبير به « عفت » در كلام امام عليه السلام اشاره به خويشتندارى و مناعت طبع و ترك هرگونه حرص است . خداوند سرقت را ازاينرو تحريم فرموده كه افزون بر حفظ امنيت مالى جامعه ، روح عفت را در افراد زنده كند ، هيچكس به اموال ديگرى چشم ندوزد و حتى در بدترين حالات معيشتى به فكر دستبرد به اموال ديگران نيفتد ، همانگونه كه در قرآن مجيد خداوند عدهاى از نيازمندان را با اين عبارت ستوده است : « لِلفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَايَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِى الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ » ؛ ( انفاقهاى شما براى ) كسانى باشد كه در راه خدا در تنگنا قرار گرفتهاند ( و توجه به آيات خدا آنها را از وطنهاى خويش آواره ساخته و شركت در ميدان جهاد به آنها اجازه