مىايستد ، سپس تعظيم مىكند و به خاك مىافتد و پيشانى را بر درگاه او به خاك مىسايد و اين عمل را چند بار تكرار مىكند . به يقين اين برنامهء نورانى ، كبر و غرور او را درهم مىشكند ، همان چيزى كه انسان را به طغيان وا مىدارد و آلودهء انواع گناهان مىكند ، چراكه سرچشمهء انواع معاصى همين مسئلهء تكبر است .
در حالات ابليس نيز خواندهايم كه كبر و غرور او مانع از سجده بر آدم در پيشگاه خدا شد ، سجدهاى كه اگر انجام مىداد كبر و غرور او درهم مىشكست و هرگز گرفتار آن عاقبت بسيار شوم نمىشد .
اصولًا آنچه دربارهء نماز در قرآن مجيد آمده است كه نماز انسان را از فحشا و منكرات باز مىدارد : « إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَالْمُنْكَر » « 1 » يكى از دلائلش همين است . هنگامى كه كبر و غرور كنار برود انسان تسليم فرمان خدا مىشود و از معاصى چشم مىپوشد .
3 . « خداوند زكات را سبب روزى قرار داد » ؛
( وَالزَّكاةَ تَسْبِيباً لِلرِّزْقِ )
. اين عبارت دو تفسير دارد : نخست اينكه پرداختن زكات ، روزىِ فقرا را تضمين مىكند ، زيرا در حديث آمده كه اگر مردم زكات اموالشان را بدهند ، فقيرى در سراسر جهان اسلام پيدا نخواهد شد . همانگونه كه در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم :
« وَلَوْ أَنَّ النَّاسَ أَدَّوْا زَكَاةَ أَمْوَالِهِمْ مَا بَقِيَ مُسْلِمٌ فَقِيراً مُحْتَاجاً »
. « 2 »
تفسير ديگر اينكه پرداختن زكات سبب مىشود خداوند روزى را بر زكات دهنده فراوان كند و اموال او را از خطرات تجاوز گرسنگان حفظ نمايد و جمع ميان اين دو تفسير در جملهء بالا بعيد نيست ، همانگونه كه در حديثى از
هامش
( 1 ) . عنكبوت ، آيهء 45
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 7 ، ح 1579