ناتوانكننده يا ديهء ثابت و مسلّم . سائل عرض كرد : من به دليل يكى از اين سه چيز خدمت شما رسيدهام . امام عليه السلام امر فرمود يكصد دينار به او دادند . ( هر دينار يك مثقال طلا بود ) » . « 1 »
نيز به همين دليل در حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« وَمَنْ فَتَحَ عَلَى نَفْسِهِ بَابَ مَسْأَلَةٍ فَتَحَ اللَّهُ عَلَيهِ سَبْعِينَ بَاباً مِنَ الْفَقْرِ لا يسُدُّ أَدْنَاهَا شَىءٌ ؛
كسى كه بر خود درى از سؤال و تقاضا بگشايد خداوند هفتاد در از فقر به سوى او مىگشايد كه چيزى كمترينِ اين درها را نمىبندد » . « 2 »
از اين احاديث و احاديث ديگر و كلام حكيمانهء بالا كه همه به اين مضمون وارد شده استفاده مىشود كه افراد باايمان حتىالامكان و تا زمانى كه به شدت گرفتار نشدهاند از كسى چيزى تقاضا نكنند و مناعت طبع و تعفف را نگاه دارند .
اين سخن را با حديثى كه در كتاب شريف كافى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده پايان مىدهيم . امام صادق عليه السلام مىفرمايد : گروهى از انصار خدمت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيدند و به آن حضرت سلام كردند . پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها جواب گفت .
عرض كردند : اى رسول خدا ! ما را حاجتى است . فرمود : حاجتتان را بيان كنيد .
عرض كردند : حاجت بسيار بزرگى است . فرمود : بگوييد چيست ؟ عرض كردند :
بهشت را براى ما تضمين كن . پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله سر به زير انداخت و با عصاى كوچكى كه در دست داشت به زمين اشاره كرد . سپس سر بلند كرد و فرمود :
« أَفْعَلُ ذَلِكَ بِكُمْ عَلَى أَنْ لا تَسْأَلُوا أَحَداً شَيئاً ؛
من اين كار را انجام مىدهم به اين شرط كه هرگز از كسى چيزى تقاضا نكنيد . بعد از اين ماجرا آنها بهقدرى به اين شرط وفادار بودند كه اگر در سفرى سوار بر مركب بودند و تازيانهء يكى از آنها مىافتاد به شخص پيادهاى نمىگفت اين تازيانه را به من بده ، چراكه آن هم نوعى
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 75 ، ص 118
( 2 ) . همان ، ج 18 ، ص 115 ، ح 20