اشاره به اينكه انسان تا مىتواند نبايد از كسى تقاضايى كند و آبروى خود را در آن راه بريزد ؛ اما اگر روزى ناچار شد ، بايد كسى را براى تقاضا كردن برگزيند كه شايستهء آن باشد و لااقل آبروى خود را نزد انسان با شخصيتى فرو ريخته باشد .
در حديثى مىخوانيم كه « حارث همدانى » ( از ياران خاص اميرمؤمنان على عليه السلام ) مىگويد : شبى نزد آن حضرت به گفتوگو نشسته بودم . عرض كردم :
حاجتى دارم . امام عليه السلام فرمود : مرا شايسته دانستى كه حاجت خود را از من بخواهى ؟ عرض كردم : آرى . فرمود : خدا تو را جزاى خير دهد . سپس برخاست و چراغ را خاموش كرد و نشست . بعد فرمود : چراغ را براى اين خاموش كردم كه ذلت عرض حاجت را در صورت تو نبينم . اكنون بگو چه مىخواهى ، زيرا از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله شنيدم مىفرمود : حوائج مردم امانت الهى در سينهء بندگان است .
كسى كه آن را بپوشاند عبادتى براى او محسوب مىشود و كسى كه آن را افشا كند لازم است براى انجام آن حاجت تلاش كند . « 1 »
در اين زمينه ، احاديث فراوانى در منابع مختلف اسلامى آمده است :
از جمله در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم :
« لَوْ يعْلَمُ السَّائِلُ مَا فِى الْمَسْأَلَةِ مَا سَأَلَ أَحَدٌ أَحَداً وَلَوْ يعْلَمُ الْمُعْطِى مَا فِى الْعَطِيةِ مَا رَدَّ أَحَدٌ أَحَداً ؛
اگر تقاضاكننده مىدانست تقاضا كردن چه عيوبى دارد هيچكس از ديگرى تقاضايى نمىكرد و اگر شخص بخشنده مىدانست چه فضيلتى در عطيه است هيچكس ديگرى را محروم نمىساخت » . « 2 »
نقطهء مقابل سؤال ، « تعفف » است كه قرآن مجيد جمعى از فقرا و نيازمندان را براى داشتن آن ستوده ، مىفرمايد : « لِلفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 4 ، ص 24 ، ح 4
( 2 ) . همان ، ص 20 ، ح 2