است و تا امكان داشته باشد دست حاجت به سوى ديگران دراز نمىكند و اين نشانهء شخصيت و عمق فكر آدمى است .
در بعضى از نسخهها « خُلَّت » به ضم خاء ( بر وزن نصرت ) آمده كه به معناى دوستى است و مفهوم جمله اين مىشود كه او در انتخاب دوست ، بسيار سختگير و ژرفانديش است و تا شايستگىهاى لازم را در كسى نبيند دست دوستى به سوى او دراز نمىكند .
اين احتمال نيز در تفسير اين جمله داده شده است كه او هنگامى كه دوستى را انتخاب كند براى حفظ دوستى مىكوشد و در برابر از دست دادن آن بخيل و سختگير است .
دربارهء اهميت فكر ، همين بس كه خداوند متفكران را به عنوان
( أُولُوا الْأَلْباب ؛
صاحبان مغز ) معرفى كرده و پس از آن كه تفكر دربارهء آفرينش آسمان و زمين و ساير پديدههاى جهان هستى را مىستايد ، مىفرمايد : ( كسانى كه چنين هستند مصداق أوُلُوا الْألْباباند ) . « 1 »
دعوت به تفكر در عالم هستى و در حالات پيشينيان و عبرت گرفتن از سرنوشت آنها و تفكر دربارهء مسئوليتهايى كه انسان در پيشگاه خدا و خلق بر عهده دارد در بسيارى از آيات قرآن آمده است و در مجموع استفاده مىشود كه اسلام اهميت فوقالعادهاى به مسئلهء فكر و انديشه در امور سرنوشتساز مىدهد .
اهميت تفكر تا آن اندازه است كه برترين عبادت شمرده شده است ، امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
« أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ إِدْمَانُ التَّفَكُّرِ فِى اللَّهِ وَفِى قُدْرَتِهِ ؛
برترين عبادت ، دوام تفكر دربارهء خدا و قدرت اوست » . « 2 » در حديث ديگرى از امام على
هامش
( 1 ) . آل عمران ، آيهء 190 و 191
( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 55 ، ح 3