بن موسىالرضا عليه السلام آمده است :
« لَيسَ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصَّلاةِ وَالصَّوْمِ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ التَّفَكُّرُ فِى أَمْرِ اللَّهِ عَزَّوَجَل ؛
عبادت ، تنها به كثرت نماز و روزه نيست . عبادت واقعى ، تفكّر در كار خداى متعال است . ( در امور مربوط به آفرينش و نظامات جهان هستى » . « 1 »
اميرمؤمنان على عليه السلام تفكر را سرچشمهء خوبىها و اعمال نيك مىشمارد و مىفرمايد :
« إِنَّ التَّفَكُّرَ يدْعُو إِلَى الْبِرِّ وَالْعَمَلِ بِهِ » « 2 »
امام مجتبى عليه السلام تفكر را پدر و مادر تمام نيكىها معرفى مىكند و مىفرمايد :
« التَّفَكُّرُ أَبُو كُلّ خَيْرٍ وَأُمّهِ »
. « 3 »
در مورد عدم اظهار حاجت نزد ديگران نيز در آيات و روايات ، اشارات و تأكيداتى ديده مىشود . قرآن مجيد در يك جا از آن به ( تعفّف ) تعبير كرده است و مىفرمايد : ( گروهى از نيازمندان هستند كه شخص جاهل و بىخبر به سبب كثرت تعفّف ، آنها را غنى و بىنياز مىپندارد ) ؛ « يحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّف » . « 4 »
در حديث پرمعنايى از امام على بن موسىالرضا از پدران بزرگوارش عليهم السلام مىخوانيم :
« إِنَّمَا اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا لِأَنَّهُ لَمْ يرُدَّ أَحَداً وَلَمْ يسْأَلْ أَحَداً قَطُّ غَيرَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ؛
خدا تنها به اين دليل ابراهيم را خليل خود قرار داد كه هيچ سائلى را رد نكرد و هرگز از كسى درخواستى نداشت » . « 5 »
سپس امام عليه السلام در وصف پانزدهم و شانزدهم كه هماهنگى كامل با هم دارند مىفرمايد : « ( مؤمن راستين ) طبيعتش آسان ( و سختگيرى در كار او نيست ) و برخوردش با ديگران توأم با نرمش است » ؛
( سَهْلُ الْخَلِيقَةِ ، لَيِّنُ الْعَرِيكَةِ ! )
.
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 55 ، ح 4
( 2 ) . همان ، ح 5
( 3 ) . مجموعهء ورام ، ج 1 ، ص 52
( 4 ) . بقره ، آيهء 273
( 5 ) . بحارالانوار ، ج 12 ، ص 4 ، ح 5