يابد . هنگامى كه تصميم به اين كار گرفتم پيغمبر صلى الله عليه و آله مرا ديد و برخاست . من حيا كردم كه نخى برگيرم در حالى كه او مىديد مرا و دوست نداشتم كه از او اجازه بخواهم ، ازاينرو ( پشت سر حضرت رفتم و ) آن را گرفتم . « 1 »
حضرت در پنجمين و ششمين وصف مىفرمايد : « از برترىجويى بيزار و از رياكارى متنفر است » ؛
( يَكْرَهُ الرَّفْعَةَ ، وَيَشْنَأُ السُّمْعَةَ )
. اين دو وصف در واقع با هم مرتبطند زيرا انسانى كه از برترىجويى متنفر است هرگز دوست ندارد مردم اعمال او را بشنوند و او را بزرگ بشمرند .
قرآن مجيد مىفرمايد : « تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَايُرِيدُونَ عُلُوّاً فِى الْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ » ؛ اين سراى آخرت را ( تنها ) براى كسانى قرارمىدهيم كه ارادهء برترىجويى در زمين و فساد را ندارند ؛ و عاقبت نيك براى پرهيزكاران است ! » . « 2 »
« سُمعَة » به معناى اين است كه انسان از اينكه ديگران اعمالش را بستايند خشنود شود و سعى كند اعمال خود را به ديگران ارائه دهد تا آنها مدح و ثنايش گويند . انسان با ايمان رفعت و مقام را نزد خدا مىطلبد و قرب او را مىخواهد و مدح و ثناى الهى را مىجويد نه از مردم و بندگان خدا .
فرق ريا با « سُمعة » اين است كه رياكار در همان لحظه كه عملى را انجام مىدهد به مردم نشان مىدهد كه او را انسان خوبى بدانند ؛ ولى « سُمعة » كه در اصل به معناى شهرتطلبى و گاه به معناى نيكنامى آمده از نظر شرعى اين است كه اعمال نيك خود را بعداً بازگو مىكند تا مردم او را بستايند و يا اينكه دوست دارد مردم از اين و آن بشنوند و او را ستايش كنند و به همين منظور عمل نيكى را انجام مىدهد و اين در واقع نوعى رياكارى است .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 102 ، ح 15
( 2 ) . قصص ، آيهء 83