تو عمر مرا تضمين مىكنى كه موفق شوم و او را خلع كنم ؟ مغيره عرض كرد : نه .
امام عليه السلام فرمود : آيا خدا از من سؤال نخواهد كرد كه چرا او را حتى بر دو نفر از مسلمانان در يك شب تاريك مسلط كردم ؟ « وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً » « 1 » ؛ من هرگز گمراهان را به عنوان يار و ياور انتخاب نخواهم كرد » . « 2 »
اينها همه نشان مىدهد كه سياستمداران سادهانديش كه معاويه و طلحه و زبير را نشناخته بودند همگى اصرار داشتند على عليه السلام آنها را در پست خود ابقا كند و يا پست مهمى به آنها ببخشد و بعداً آنها را در موقع مناسب عزل كند .
غافل از اينكه آنها كسانى بودند كه اگر از سوى امام عليه السلام تثبيت مىشدند تكان دادن آنها امكانپذير نبود و چه بسا بر تجزيهء كشور اسلام تصميم مىگرفتند و هركدام بخشى را به خود اختصاص مىدادند . اضافه بر اين ، امام عليه السلام حاضر نيست براى رسيدن به اهداف سياسى مرتكب گناه و عصيان شود و افراد فاسد و مفسد را - هرچند براى مدت كوتاهى - بر مسلمانان مسلط كند و از اين گذشته امام عليه السلام به عثمان توصيه مىكرد كه عمّال فاسد را بر كنار كند چگونه ممكن است خودش آنها را در مقامشان تثبيت نمايد ؟ پاسخ مردم را دراينباره چه بدهد ؟
بنابراين بسيار سادهانديشى است كه امام عليه السلام به پيشنهاد امثال ابن عباس و مغيره عمل كند و مطمئن باشد بعدها مىتواند دست آنها را از بلاد اسلام و ولايت بر مسلمين قطع نمايد .
نكته اقسام مشورت
از جمله مسائلى كه نبايد از آن غفلت ورزيد اين است كه مشورت دو گونه
هامش
( 1 ) . كهف ، آيهء 51
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 32 ، ص 386