آنچه را ابن عباس در اينجا بيان كرد تنها نظر خود او نبود و احتمالًا گروه ديگرى از سياستمداران عصر امام عليه السلام چنين مىپنداشتند كه مماشات با طلحه و زبير و معاويه عامل پيشرفت كار است . در حالى كه اگر اين سه نفر بر آن سه نقطهء حساس مسلط مىشدند به يقين حكومتى غير اسلامى به وجود مىآوردند ، چراكه هر سه ، دنياپرست و خودخواه بودند و از چنين افرادى نمىتوان انتظار حكومت عادلانهء على عليه السلام را داشت و بعد از سلطهء بر كار ، ديگر نمىتوانست مانع خودكامگىهاى آنها شود و جنگيدن با آنها براى بازگشتن به راه حق نيز بسيار مشكلتر و پيچيدهتر مىشد . به خصوص معاويه هرگز دست از حكومت شام برنمىداشت و مخالفت با بيعت را توجيه مىكرد ، همانگونه كه طلحه و زبير با اينكه بيعت كرده بودند باصراحت به مخالفت برخاستند .
مورخ معروف ، طبرى ، در تاريخ خود از ابن عباس نقل مىكند كه مىگويد :
پنج روز پس از قتل عثمان وارد مدينه شدم و به سراغ على عليه السلام آمدم . به من گفتند :
مغيره نزد حضرت است ( و جلسهء خصوصى دارد ) . من دم در نشستم تا مغيره خارج شد و به من سلام كرد . گفت : كى آمدى ؟ گفتم : الان . سپس خدمت على عليه السلام رسيدم عرض كردم : ممكن است بفرماييد كه مغيره چكار داشت و چرا با شما خلوت كرد ؟ فرمود : آرى . دو روز بعد از قتل عثمان به من گفت : مطلب خصوصى با تو دارم . من به او اجازه دادم و او گفت : خيرخواهى دربارهء تو آسان است . تو باقيماندهء پيشينيان هستى و من مىخواهم نصيحتى و مشورتى به تو بدهم . تمام فرمانداران از سوى عثمان را امسال در پست خود تثبيت كن .
هنگامى كه با تو بيعت كردند و موقعيت تو تثبيت شد هركدام را خواستى عزل كن و هركدام را خواستى در پست خود نگاه دار . من به او گفتم : واللَّه من در دين خودم مداهنه نمىكنم و افراد پَست را در كار خودم دخالت نمىدهم . او گفت :
اگر اين پيشنهاد را قبول ندارى هركس را مىخواهى بر كنار كن ؛ ولى معاويه را
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 602
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٠٢