نقص عملى دامن فقير را مىگيرد به خصوص اگر انسان كمظرفيت و پايهء اعتقادات او سست باشد .
اضافه بر اين ، از نظر اخلاقى نيز گرفتار مشكل مىشود ، زيرا كينه و حسد و بخل و صفات ديگرى از اين قبيل دامان فقير را در بسيارى از اوقات مىگيرد .
اما اينكه عقل را مشوش مىسازد نيز به تجربه ثابت شده است كه افراد گرسنه و فقير هرچند عقل نيرومندى داشته باشند توان فكر كردن و انديشيدن را از دست مىدهند و حتى گاه در مسائل سادهء زندگى گرفتار اشتباه مىشوند و قدرت بر تفكر و تصميمگيرى را به دليل فقر و پريشانى از دست مىدهند .
جملهء
« داعِيَةٌ لِلْمَقْتِ ؛
موجب بدبينى مىگردد » داراى دو تفسير است : نخست اينكه مردم از چنين شخصى فاصله مىگيرند و حتى او را مزاحم خود تصور مىكنند و ديگر اينكه او هم از مردم فاصله مىگيرد ، چراكه بسيارى از اوقات فكر مىكند مردم اسباب فقر او را فراهم كردهاند و حق او را خورده و او را بر خاك سياه نشاندهاند ، بنابراين از دو سو خشم و ناخرسندى حاصل مىشود .
نكته فقر و غنا
تاكنون به مناسبتهاى مختلف با توجه به كلمات مولا اميرمؤمنان عليه السلام بحثهايى در مورد فقر و غنا كردهايم . به سبب اهميت اين موضوع و پارهاى از ابهامات يا اشتباهات ، لازم است باز هم دربارهء نظر اسلام در مورد اين دو موضوع بحث كنيم .
در اينكه آيا غنا و بىنيازى افضل است يا فقر ، در ميان دانشمندان ، اختلافى ديده مىشود . هر يك از طرفداران اين دو به آياتى از قرآن مجيد يا روايات اسلامى استدلال كردهاند .