ماندن از اطاعت گردد مايهء بدبختى و گرفتارى در دنيا و آخرت است .
اين سخن را با كلام جالبى از راغب اصفهانى كه علامهء مجلسى رحمه الله آن را بسيار نيكو شمرده است پايان مىدهيم .
او در مادهء « فقر » در كتاب مفردات مىگويد : فقر در چهار معنا استعمال مىشود :
اوّل : وجود نيازهاى ضرورى در انسان و در همهء موجودات كه خداى متعال در آيهء شريفهء ( 15 سورهء « فاطر » ) به آن اشاره فرمود : « يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِىُّ الْحَمِيدُ » .
دوم : تهىدست بودن از اموال و وسايل زندگى كه در آيهء 273 سورهء « بقره » به آن اشاره شده است : « لِلفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ » .
سوم : فقر نفس ، و حرص و آز است و بعيد نيست كه حديث مشهور نبوى
« كَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْراً » « 1 »
اشاره به آن باشد و نقطهء مقابل آن غناى نفس است .
چهارم : فقر به معناى نياز و وابستگى به ذات پاك پروردگار است ، همانگونه كه در دعا وارد شده است :
« اللَّهُمَّ اغْنِني بِالْإِفْتِقارِ إلَيْكَ ؛
يعنى خداوندا مرا وابسته به ذات پاك خويش گردان » . « 2 »
* * *
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 307 ، ح 4
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 69 ، ص 31