وَقالَ عليه السلام : لِأَنَسِ بْنِ مالِكٍ ، وَقَدْ كانَ بَعَثَهُ إِلى طَلْحَةَ وَالزُّبَيْرِ لَمّا جاءَ إِلَى الْبَصْرَةِ يُذَكّرُهُما شَيْئاً مِمّا سَمِعَهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله في مَعناهُما ، فَلَوى عَنْ ذلِكَ ، فَرَجَعَ إِلَيْهِ ، فَقَالَ : إِنِّي أُنْسِيتُ ذلِكَ الْأَمْرَ ،
311 فقال عليه السلام إِنْ كُنْتَ كَاذِباً فَضَرَبَكَ اللَّهُ بِهَا بَيْضَاءَ لَامِعَةً لَاتُوَارِيهَا الْعِمَامَةُ .
هنگامى كه امام عليه السلام وارد بصره شد انس بن مالك را خواست تا نزد طلحه و زبير برود و آنچه را از پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء آنها شنيده بود ( منظور پيشگويى پيغمبر صلى الله عليه و آله دربارهء ظلم آنها نسبت به على عليه السلام است ) به آنها يادآورى كند ( تا از مخالفت خود با على عليه السلام خوددارى كنند ) . انس از اين مأموريت سرپيچى كرد و به نزد امام عليه السلام برگشت و گفت : من آن را فراموش كردهام .
امام عليه السلام فرمود :
اگر دروغ مىگويى خدا تو را به سفيدى آشكارى ( پيسى ) مبتلا كند آنگونه كه حتى عمامه نتواند آن را بپوشاند . « 1 »
هامش
( 1 ) . سند گفتار حكيمانه :
مرحوم خطيب در كتاب مصادر مىگويد : داستان نفرين على عليه السلام بر انس بن مالك و مبتلا شدن او به بيمارى برص و پيسى را ابن قتيبه دينورى ( متوفاى 276 ) در كتاب المعارف نقل كرده و قابل توجه اينكه او به على عليه السلام چندان علاقهاى نداشت . همچنين ابونعيم اصفهانى ( متوفاى 430 ) آن را در حلية الاولياء آورده است و بعد از سيّد رضى ، ثعالبى در لطائف المعارف آن را ذكر كرده . سپس مىافزايد : علامهء امينى رحمه الله در كتاب الغدير در جلد اول ، مدارك قابل ملاحظهاى براى اين حديث شريف ذكر نموده است . ( مصادر نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 242 ) .
اضافه مىكنيم كه « محمّد بن جرير طبرى شيعى » ( از علماى قرن چهارم ) در كتاب مسترشد آن را آورده است . ( المسترشد ، ص 674 )