بود . كعبه چه احتياجى به اين زيورها دارد ؟ به دنبال آن ، عمر تصميم به اين كار گرفت و از اميرمؤمنان عليه السلام دراينباره سؤال كرد .
امام عليه السلام در پاسخ او فرمود :
اين قرآن بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد در حالى كه چهار نوع مال وجود داشت : اموال مسلمانان ، كه آنها را ( طبق دستور قرآن ) بهعنوان ارث مطابق سهام خاص در ميان ورثه تقسيم فرمود ، و « فىء » ( غنائمى كه از طريق جنگ يا غير جنگ به دست آمده بود ) كه آن را بر مستحقانش تقسيم كرد ، و خمس ، كه آن را در موارد خود قرار داد ، و صدقات ( زكوات ) ، كه آنرا در آنجا كه لازم بود مقرر داشت ( و در ميان مستحقانش تقسيم فرمود ) . و در آن زمان زيورهاى كعبه وجود داشت و خدا آن را بر همان حال باقى گذاشت ( و حكم خاصى براى تقسيم آن بيان نكرد ) و اين امر نه از روى فراموشى بود و نه به دليل مخفى بودن مكان آن ، بنابراين تو نيز آن را بر همان حال كه خدا و پيامبرش آن را قرار دادهاند باقى بگذار ( و از تصرف در آن صرف نظر كن ) .
عمر ( هنگامى كه گفتار امام عليه السلام را شنيد ) عرض كرد : اگر تو نبودى رسوا مىشديم . و زيورهاى كعبه را به حال خود واگذاشت . « 1 »
هامش
( 1 ) . سند گفتار حكيمانه :
مرحوم خطيب در شرح منابع اين حديث شريف به چندين كتاب معروف اشاره مىكند ؛ از جمله صحيح بخارى و در كتاب حج ، باب « كسوة الكعبة » و در اخبار المكية ( ازرقى ) و سنن ابى داود و سنن ابن ماجه و سنن بيهقى و فتوح البلدان بلاذرى و كتب متعدد ديگر كه غالباً پيش از مرحوم سيّد رضى مىزيستهاند . ( مصادر نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 219 )