عمر خويش را در اين راه فانى كرده و با محروميت دنيوى و دست خالى به سوى سراى ديگر رهسپار مىشود . زهى نادانى و بىعقلى !
آنگاه امام عليه السلام به معرفى گروه دوم پرداخته مىفرمايد : « گروه ديگرى براى آنچه بعد از دنياست تلاش و كوشش مىكنند . سهم آنها بدون نياز به كار و كوشش فراوان از دنيا به آنها مىرسد » ؛
( وَعَامِلٌ عَمِلَ فِي الدُّنْيَا لِمَا بَعْدَهَا ، فَجَاءَهُ الَّذِي لَهُ مِنَ الدُّنْيَا بِغَيْرِ عَمَل )
. در تفسير « بِغَيْرِ عَمَلٍ » ، شارحان نهجالبلاغه دو احتمال دادهاند ؛ بعضى گفتهاند : منظور بدون تلاش و كوشش بسيار است ، زيرا زندگى ساده را مىتوان بدون آن به دست آورد و عمل كردن براى تأمين اين مقدار زندگى ، عمل براى دنيا به شمار نمىآيد « 1 » و برخى برآنند كه منظور اين است : بدون عمل مخصوص به دنيا يعنى آنها در تلاشهايى كه براى دنيا دارند ، آخرت را نيز در نظر گرفته و در واقع براى هر دو مىكوشند . « 2 »
آنگاه امام عليه السلام نتيجهگيرى كرده ، مىافزايد : « چنين كسانى هر دو سود را بردهاند و هر دو سرا را با هم مالك شدهاند » ؛
( فَأَحْرَزَ الْحَظَّيْنِ مَعاً ، وَمَلَكَ الدَّارَيْنِ جَمِيعاً )
. امام عليه السلام در پايان ، پاداشى را كه نصيب اينها مىشود و نتيجهء مهمى را كه از كار خود مىگيرند اينگونه بيان مىكند : « آنها در درگاه خدا آبرومندند و هرچه بخواهند خداوند از آنها دريغ نمىدارد » ؛
( فَأَصْبَحَ وَجِيهاً عِنْدَ اللَّهِ ، لَايَسْأَلُ اللَّهَ حَاجَةً فَيَمْنَعُهُ )
. كلينى رحمه الله در حديثى از امام صادق عليه السلام از پدرش امام باقر عليه السلام نقل مىكند كه
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء ابن ميثم بحرانى ، ج 5 ، ص 645
( 2 ) . فى ظلال نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 379