به يادگار به فرزندانت بسپار ، زيرا زمان سختى بر مردم مىآيد كه تنها به كتابهايشان انس مىگيرند » . « 1 »
نيز از احاديث استفاده مىشود كه معصومان عليهم السلام اصرار داشتند كلمات آنها بدون كم و زياد حفظ شود و به ديگران برسد ؛ در حديثى از « ابوبصير » مىخوانيم كه مىگويد : از امام صادق عليه السلام تفسير اين آيهء شريفه را پرسيدم : « الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ » « 2 » فرمود :
« هُوَ الرَّجُلُ يَسْمَعُ الْحَدِيثَ فَيُحَدِّثُ بِهِ كَمَا سَمِعَهُ
لايَزِيدُ فِيهِ وَلا يَنْقُصُ مِنْهُ ؛
منظور از اين آيه كسانى هستند كه احاديث را مىشنوند و عيناً بدون كم و زياد آن را براى ديگران بازگو مىكنند » . « 3 »
به همين دليل اصرار داشتند كه حتىالامكان احاديث آنها در جمعى مطرح شود كه اگر بعضى نتوانند حديث را به خوبى حفظ كنند ، برخى ديگر از عهدهء آن برآيند .
اصحاب نيز اصرار داشتند حتى الامكان احاديث معصومان عليهم السلام را در همان جلسهء بيان حديث مكتوب كنند تا از كم و زياد محفوظ بماند .
در حديثى مىخوانيم كه « زراره » ، محدث و فقيه مشهور از امام صادق عليه السلام سؤالى دربارهء وقت ظهر و عصر كرد و به دنبال آن آمده است :
« وَفَتَحَ أَلْوَاحَهُ لِيَكْتُبَ »
( بلافاصله كاغذ و قلم آماده كرد تا سخن امام عليه السلام را بنويسد ) ولى امام عليه السلام پاسخى به او نداد . او الواح خود را جمع كرد و گفت : بر ماست كه سؤال كنيم و شما آگاهتريد كه چه وظيفهاى داريد . و در پايان حديث آمده است كه امام عليه السلام پس از مدّتى پاسخ را براى او فرستاد ( و از وى دلجويى كرد ) . « 4 »
در حالات ياران اهلبيت عليهم السلام مىخوانيم كه بعضى از آنها كه دهها كتاب از احاديث آن بزرگواران را پر كرده بودند آنها را به راويان بعد مىسپردند .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 52 ، ح 11
( 2 ) . زمر ، آيهء 18
( 3 ) . كافى ، ج 1 ، ص 51 ، ح 1
( 4 ) . وسائلالشيعه ، ج 3 ، ص 110 ، ح 33