شرح و تفسير براى آموزش صحيح شتاب مكن !
در آغاز اين كلام امام عليه السلام آمده است : « مردى از محضرش خواست ايمان را براى او شرح دهد » ؛
( وَسَأَلَهُ رَجُلٌ أَنْ يُعَرِّفَهُ الْإِيمَانَ )
. گفتهاند : اين مرد ، عمار ياسر بود كه هم در صحنهء جهاد مىدرخشيد و هم در معارف اسلامى . هنگامى كه خود را در كنار آن چشمهء جوشان معرفت ديد ، درخواست كرد كه مهمترين مسئله را كه همان ايمان است با تمام ويژگىهايش براى او شرح دهد .
امام عليه السلام به او فرمود : « ( شتاب مكن ) فردا نزد من بيا تا در حضور جمع ، تو را از آن آگاه سازم كه اگر گفتهام را فراموش كنى ديگرى آن را براى تو حفظ كند ، زيرا سخن همچون شترِ فرارى است كه بعضى ممكن است آن را پيدا كنند و بعضى آن را نيابند » ؛
( إِذَا كَانَ الْغَدُ فَأْتِني حَتَّى أُخْبِرَكَ عَلَى أَسْمَاعِ النَّاسِ ، فَإِنْ نَسِيْتَ مَقَالَتي حَفِظَهَا عَلَيْكَ غَيْرُكَ فَإِنَّ الْكَلَامَ كَالشَّارِدَةِ يَنْقُفُهَا هذَا وَيُخْطِئُهَا هذَا )
. همانگونه كه در ذيل ترجمهء آن ، پيش از اين ذكر كرديم ، شرح جامعى كه امام عليه السلام دربارهء ايمان داد همان است كه در حكمت 31 آمده و توضيح آن گذشت .
به هر حال مقصود امام عليه السلام در گفتار حكيمانهء بالا اين است كه مطالب اساسى و مهم مانند شرح ويژگىهاى ايمان بايد در حضور جمع بيان شود تا هيچيك از نكتههاى آن ضايع نگردد و بهطور كامل براى غير حاضران و حتى براى نسلهاى آينده باقى بماند .