در يك كلمه ، همان على بن ابىطالبى كه در جنگ احزاب و خيبر و بدر و . . .
رشادتهاى بىمانندى در برابر دشمن نشان داد و شجاعان عرب را بر خاك افكند مىگويد : « هنگامى كه آتش جنگ شعلهور مىشد ما به رسول خدا صلى الله عليه و آله پناه مىبرديم و او از همه به تيررس دشمن نزديكتر بود » .
اين مسئله واقعاً عجيب است ، فرمانده دشمن معمولًا در تيررس دشمن قرار نمىگيرد آن هم بهگونهاى كه از همه به تيررس دشمن نزديكتر باشد تا بتواند مديريت لشكر را انجام دهد . اين نشانهء مهمى از شجاعت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و توكل او بر ذات پاك پروردگار و آرامش بخشيدن به نفرات لشكر است تا آنها بدانند يارى خداوند در انتظارشان است و به يقين پيروز مىشوند و هرگز احتمال شكست را در وجود خود راه ندهند كه اين خود عامل مهم پيروزى در ميدان نبرد است .
بر خلاف آنچه بعضى مىپندارند كه پيامبر صلى الله عليه و آله شخصاً در ميدان جنگ به مبارزه برنمىخاست ، مورخان اسلامى نوشتهاند كه در جنگهاى فراوانى شخصاً وارد ميدان نبرد شد ؛ از جمله « ابن اسحاق » در كتاب تاريخ خود مىنويسد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در نُه غزوه از غزوات اسلامى شخصاً به نبرد پرداخت ، در جنگ بدر ، احد ، خندق ، بنىقريظه ، بنىالمصطلق ، خيبر ، فتح ، حنين و طائف . و بعضى بيش از اين تعداد را شمردهاند . « 1 »
در تفسير قمى آمده است : هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در جنگ احد گروهى از ياران خود را ديد كه به سوى كوههاى اطراف احد فرار مىكنند كلاهخود را از سر خود برداشت و فرياد زد : من رسول خدايم ، كجا فرار مىكنيد ؟ از خدا و پيغمبرش ؟
( و اميرمؤمنان على عليه السلام همچنان در كنار او بود و با آن حضرت دفاع مىكرد ) . « 2 »
در جنگ « هوازن » ( روز حنين ) لشكر اسلام بسيار زياد بود ، زيرا اين جنگ
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء علّامه شوشترى ، ج 2 ، ص 378
( 2 ) . همان ، ص 377