اين مورد ( قُحْمَة الاعراب ) تفسير ديگرى نيز ذكر شده و آن اين است كه خشكسالى ، روستاييان را از سرزمين خود بيرون فرستاده و هنگامى كه بيابان خشك شود آنها را نيازمند مىكند كه به مناطق سبز و آباد بروند » ؛
( يُريدُ بِالْقُحْمِ الْمَهالِكَ ، لِأَنَّها تُقْحِمُ أَصْحابَها فِي الْمَهالِكِ وَالْمَتالِفِ فِي الْأكْثَرِ . وَمِنْ ذلِكَ قُحْمَةُ الْأعْرابِ ، وَهُوَ أنْ تُصيبَهُمُ السَّنَةُ فَتَتَعَرَّقَ أَمْوالَهُمْ فَذلِكَ تَقَحُّمُها فِيهِمْ . وَقيلَ فِيهِ وَجْهٌ آخَرٌ : وَهُوَ أنَّها تُقْحِمُهُمْ بِلادَ الرّيفِ ، أَيْ تُحْوِجُهُمْ إلى دُخُولِ الْحَضَرِ عِنْدَ مُحُولِ الْبَدْوِ )
. البته سيّد رضى رحمه الله چون در جستوجوى جنبههاى فصاحت و بلاغت كلام امام عليه السلام است روى واژههاى پرمعناى خاص تكيه مىكند و به تفسير آنها مىپردازد بىآنكه صدر و ذيل كلام امام عليه السلام را ذكر كند .
ولى قطع نظر از آنچه دربارهء تفسير واژهء « قُحَم » در كلام امام عليه السلام آمد با توجه به شأن ورود اين سخن در كلام امام عليه السلام ، نكتهء مهمى روشن مىشود و آن اينكه امام عليه السلام هشدار مىدهد كه به خصومتها دامن نزنند ، زيرا گاه خصومتى جزئى تبديل به جنگى تمام عيار مىشود ونفوس و اموال زيادى را از ميان مىبرد و چه بهتر كه خصومت را در هرجا پيدا شد ، هرچه زودتر پايان دهند و به فراموشى بسپارند تا از مهالك و به تعبير امام عليه السلام از « قُحَم » آن نجات و رهايى يابند .
واژهء « قُحَم » از مادهء « قَحْم » ( بر وزن فهم ) در اصل به معناى ورود در كارهاى سخت و خطرناك است . ازاينرو هنگامى كه اسب ، سوار خود را به محلّ خطرناكى مىبرد تعبير به « قَحَّمَ الفَرَسُ فارِسَهُ » مىكنند و كلام امام عليه السلام نيز اشاره به همين معناست و گاه اقتحام به معناى ورود به كارها بدون فكر و مطالعهء قبلى بهكار مىرود . آيهء شريفهء « فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ » ؛ اين انسان ناسپاس از گردنهء بزرگ بالا نرفت » « 1 » نيز اشاره به اين است كه « اقتحام » به معناى ورود به كارهاى دشوار است .
هامش
( 1 ) . بلد ، آيهء 11