كشف اللثام در بحث جواز « تغليظ قسم » ( در مسائل قضايى ) و نيز خود صاحب جواهر در بحث قضا « 1 » تعبيرى دارد كه از آن ، تمايل به اين فتوا استفاده مىشود .
مهم آن است كه در اينجا چند مسئله از هم جدا نشده است :
نخست اينكه آيا مىتوان بدون هيچ قيد و شرطى چنين قسمى خورد ؟ كه كسى بگويد : واللَّه من از دين محمد صلى الله عليه و آله « العياذ باللَّه » بيزارم . قطعا چنين سخنى كفر است و حرام بودن آن جاى ترديد نيست ؛ حتى اگر سوگند او دروغ هم باشد گناه بزرگى مرتكب شده است .
ديگر اينكه به صورت قضيهء شرطيه براى اثبات مدعاى خود بگويد : واللَّه از خدا و رسولش برىء باشم اگر چنين كارى را كرده باشم . اگر چنين شخصى راست مىگويد و اين كار را نكرده دليلى بر حرام بودن سوگند او نيست . آرى اگر او در گفتارش دروغگو باشد قطعاً قسم حرامى خورده و ممكن است كافر نيز شده باشد .
صورت سوم اين است كه قسم ياد كند براى انجام كارى و بگويد : من به اين وعدهء خود وفا مىكنم . اگر نكنم از حول و قوهء الهى و دين محمد صلى الله عليه و آله بيزار باشم .
اين قسم قطعاً منعقد نمىشود و اگر مخالفت كند نيز كفارهاى - طبق قواعد مقررهء باب قسم كه تنها بايد به نام خداوند سوگند ياد كرد - ندارد .
دليل روشنى بر حرام بودن قسمت دوم و سوم نداريم ، زيرا گويندهء آن هرگز نمىگويد : من از دين اسلام يا از خداوند متعال بيزارم بلكه براى تأكيد بر گفتهء خود به اينكه تخلفى وجود ندارد چنين سخنى را مىگويد ، مثل اينكه بعضى از عوام مردم براى تأكيد بر سخنانشان مىگويند : بىايمان از دنيا بروم ، دشمن خدا و پيغمبر صلى الله عليه و آله باشم اگر چنين سخنى را گفته باشم . مگر اينكه گفته شود : اين تعبير نيز خالى از نوعى اهانت نيست و شايد به همين دليل بر حرمت آن ، ادعاى
هامش
( 1 ) . ج 40 ، ص 231