نمىشود و كفارهاى در مخالفت آن نيست ، بلكه نفس اين سوگند حرام است هرچند گوينده در گفتارش صادق باشد . سپس به احاديثى استناد مىكند ، از جمله حديث نبوى كه مىفرمايد :
« مَنْ قالَ إنّى بَرِىءٌ مِنْ دينِ الْإسْلامِ فَإنْ كانَ كاذِباً فَهُوَ كَما قالَ وَإنْ كانَ صادِقاً لَمْ يَعِدْ إلَى الْإسْلامِ سالِماً ؛
كسى كه بگويد : « من از آيين اسلام بيزارم اگر دروغ گفته باشم يا همانگونه است كه گفتهام » و اگر راست گفته و بيزارى جسته هرگز به اسلام بازنمىگردد » . « 1 »
در حديث ديگرى از يونس بن حيان ( صحيح يونس بن ظبيان است ) نقل مىكند كه امام صادق عليه السلام به من فرمود :
« يَا يُونُسُ لا تَحْلِفْ بِالْبَرَاءَةِ مِنَّا فَإِنَّهُ مَنْ حَلَفَ بِالْبَرَاءَةِ مِنَّا صَادِقاً كَانَ أَوْ كَاذِباً فَقَدْ بَرِئَ مِنَّا ؛
اى يونس ! قسم به برائت از ما مخور ، زيرا اگر كسى چنين قسمى ياد كند ، صادق باشد يا كاذب ، از ما بيزار خواهد شد » .
سپس مىافزايد : ولى از كلام اميرمؤمنان عليه السلام در نهجالبلاغه ( حكمت مورد بحث ) استفاده مىشود كه ظالم را مىتوان به اين كيفيت قسم داد و حتى از فعل امام صادق عليه السلام و قسم دادن شخص سعايتكننده به اين كيفيت در برابر منصور دوانيقى بر مىآيد كه اينگونه سوگند در چنين مواردى مانعى ندارد . وى در پايان مىگويد : ولى من كسى از اصحاب را نديدم كه به چنين حديثى فتوا بدهد ، هرچند عنوان باب در وسائل نشان مىدهد كه او معتقد است ظالم را مىتوان به برائت از حول و قوهء الهى سوگند داد . سپس در پايان اين سخن مىگويد : احتياط اين است كه اين كار جز در مورد مهدورالدم ، ترك شود . « 2 »
البته از بعضى كلمات بزرگانى كه قبل از مرحوم صاحب جواهر بودهاند استفاده مىشود كه به اين روايات فتوا دادهاند ؛ مانند مرحوم فاضل هندى در
هامش
( 1 ) . سنن بيهقى ، ج 10 ، ص 30
( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 35 ، ص 345