سست و تنبل ، حق حيواناتى را كه در اختيار او هستند و از آنها بهرهبردارى مىكند ضايع مىسازد ؛ به موقع به آنها استراحت نمىدهد ، غذا و آب نمىرساند ، مراقبتهاى لازم را انجام نمىدهد و در نتيجه حق آنها ضايع مىشود .
منظور از « واشى » افراد سخنچين است كه براى بر هم زدن رابطهء دوستان ، خواه به منظور حسادت باشد يا به دليل ديگر ، نقطهضعفهايى را از اين دوست به آن دوست منتقل مىكنند و بالعكس و در نتيجه آن دو را به يكدگر بدبين و از هم جدا مىسازند .
ممكن است هر دو دوست نقطهضعفهايى داشته باشند و آنچه سخنچين مىگويد مطابق واقع باشد و يا اينكه دوستى دربارهء دوستش لغزشى پيدا كند و سخن نامناسبى در غياب او بگويد ؛ ولى نقل كردن اين عيوب يا لغزشها براى دوست ديگر كه سبب سردى آنها مىشود حرام و گناه است و اگر دروغ و تهمت باشد گناه مضاعفى خواهد بود .
قرآن مجيد نيز پيامبر صلى الله عليه و آله را از گوش دادن به گفتار سخنچينان و عيبجويان نهى كرده خطاب به رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد : « وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَّهِينٍ * هَمَّازٍ مَّشَّاءٍ بِنَمِيمٍ » ؛ و از كسى كه سوگند ياد مىكند و پست است اطاعت مكن . كسى كه عيبجو و سخنچين است » . « 1 »
رابطهء اين دو جمله ( مَنْ أطاعَ التَّواني . . . وَمَنْ أطاعَ الْواشي . . . ) از اين نظر است كه هر دو مربوط به رعايت حقوق است و انجام هر دو سبب تضييع حقوق مىگردد .
اين دو موضوع در روايات ديگر معصومان عليهم السلام نيز بازتاب گستردهاى دارد .
رسول خدا صلى الله عليه و آله در يكى از دعاهايش از چند چيز به خدا پناه مىبرد : از غم و اندوه و ناتوانى و تنبلى ، عرضه مىدارد :
« اللَّهُمَّ إنّي أعُوذُ بِكَ مِنَ الْهَمّ وَالْحُزْنِ
هامش
( 1 ) . قلم ، آيهء 10 و 11 .