نظر از اصل عدالت به سراغ احسان و تفضل بروند و ايتام را تحت حمايت خود قرار دهند و مشكلات آن خانواده را حل كنند ؛ خواه يك نفر اقدام به اين كار كند يا همهء فاميل دست به دست هم دهند .
در معانى الاخبار كه اين حديث را قبل از سيد رضى نقل كرده مىخوانيم :
اميرمؤمنان بر اصحاب وارد شد در حالى كه آنها دربارهء مروت بحث مىكردند فرمود : چرا در اين باره به سراغ قرآن نمىرويد : عرض كردند : كجاى قرآن دربارهء مروت بحث كرده ؟ فرمود : اين آيهء شريفه كه مىفرمايد : « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسانِ » عدل همان انصاف است و احسان همان تفضل . « 1 »
در حديثى كه مرحوم طبرسى آن را در مجمع البيان ذيل آيهء مورد بحث نقل كرده مىخوانيم : « عثمان بن مظعون » كه از صحابهء معروف پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است مىگويد : من در آغاز اسلام را بهطور ظاهرى پذيرفته بودم نه با قلب و جان و اين وضع ادامه داشت تا آنكه روزى خدمت آن حضرت بودم ديدم در فكر فرو رفته ناگهان چشم خود را به طرف آسمان دوخت گويا پيامى را دريافت مىدارد . وقتى كه به حال عادى برگشت از ماجرا پرسيدم فرمود : هنگامى كه با تو سخن مىگفتم ناگهان جبرئيل را مشاهده كردم كه اين آيه را براى من آورد : « إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسانِ . . . » عثمان مىگويد چنان محتواى آيه در قلب من اثر گذاشت كه اسلام همان لحظه در جان و روح من جاى گرفت .
* * *
هامش
( 1 ) . معانى الاخبار ، ص 257 .