را از معصيت الهى باز دارد و اگر باز نداشت قرآن نخواندهاى » . « 1 »
سرانجام امام عليه السلام در آخرين جملهء حكيمانه به آثار شوم دنياپرستى اشاره كرده مىفرمايد : « آن كس كه قلبش با محبت دنيا پيوند خورده سه چيز او را رها نخواهد كرد : اندوه دائم ، حرصى كه هرگز او را ترك نمىكند و آرزويى كه هيچگاه به آن نخواهد رسيد » ؛
( وَ مَنْ لَهِجَ قَلْبُهُ بِحُبِّ الدُّنْيَا الْتَاطَ قَلْبُهُ مِنْهَا بِثَلَاثٍ هَمٍّ لَايُغِبُّهُ وَحِرْصٍ لَايَتْرُكُهُ وَأَمَلٍ لَايُدْرِكُهُ )
. « لَهِجَ » از مادهء « لَهَج » ( بر وزن كرج ) به معناى وابستگى وشيفتگى به چيزى است .
« التاطَ » از مادهء « التياط » به معناى چسبيدن است .
در اين كلام حكيمانه امام عليه السلام رابطهء حب دنيا را با سه ثمرهء شوم بيان فرموده است :
نخست اينكه دنياپرستى همواره با غم و اندوه مستمر همراه است و چنان نيست كه يك روز اين غم و اندوه باشد و روز ديگر نباشد . ( توجه داشته باشيد كه « غِبّ » به معناى يك روز در ميان است و ( لا يغبّ ) به معناى همواره و مستمر مىباشد .
دليل آن روشن است : انسان دنياپرست براى به چنگ آوردن دنيا و همچنين براى حفظ آن به كوشش فراوان و گذشتن از موانع زيادى احتياج دارد كه عبور از همهء آنها بسيار مشكل است . به همين دليل غم و اندوهى ، پيوسته وجود او را احاطه مىكند . آيا فلان بدهكار به موقع بدهى خود را مىپردازد ؟ آيا قادر به اداى فلان دين به موقع هست ؟ آيا فلان تجارت سود مىكند يا با شكست مواجه مىشود و آيا مزارع و باغات من با خشكسالى و آفت روبهرو نمىشوند ؟ و آيا فلان شريك به من خيانت نخواهد كرد ؟ و امثال اينها كه همچون كابوسى دائماً روح او را مىفشارد .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابىالحديد ، ج 10 ، ص 23 ( مطابق نقل ميزان الحكمة ، ح 5201 ) .