شكر نعمت را بگزارد ( بنابراين چنين كسى دو ثلث دينش از بين نمىرود ) . « 1 »
4 . توجيه ديگر اين است كه لازمه خضوع در برابر غير خداوند اين است كه انسان عمل خود را براى غير خدا قرار داده باشد و بزرگ شمردن مال در واقع نشانهء ضعف يقين است ، بنابراين چيزى جز اقرار به زبان باقى نمىماند . « 2 »
اين توجيه نيز قابل ايراد است ، زيرا اينگونه اشخاص معمولًا در مقابل اغنيا تعبيرات شركآلودى مىكنند ؛ مثلًا مىگويند : اميد ما اول به خدا و بعداً به توست يا مىگويند همهء اميد ما به توست ، بنابراين هر سه بخش از دينش مطابق اين توجيه از بين مىرود .
بهترين توجيه همان است كه در ابتدا گفته شد .
به هر حال شك نيست كه تواضع در برابر ثروتمندان براى ثروتشان هم موجب ذلت تواضع كننده است و هم طغيان ثروتمندى كه به او تواضع شده تا آنجا كه گويى خود را روزى رسان مىداند و ديگران را روزىخوار خودش و متأسفانه اين رذيلهء اخلاقى در افراد بسيارى ديده مىشود ؛ اما در هر حال نبايد احترام ثروتمندان مؤمن و صالح را به سبب خدماتشان به نيازمندان و جامعهء اسلامى را مصداق اين حديث دانست ؛ آن در واقع فضيلتى است و اداى حقى .
آنگاه امام عليه السلام در چهارمين نكتهء حكيمانه مىفرمايد : « كسى كه قرآن بخواند و پس از مرگ وارد آتش دوزخ گردد از كسانى بوده كه آيات خدا را استهزا مىكرده است » ؛
( وَمَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَمَاتَ فَدَخَلَ النَّارَ فَهُوَ مِمَّنْ كَانَ يَتَّخِذُ آيَاتِ اللَّهِ هُزُواً )
. قرائت قرآن چندگونه است : گاه انسان مؤمن قرآن را تلاوت مىكند و گوش جان به آياتش مىسپارد تا پيام خدا را از لابهلاى آن بشنود و زندگى خود را با آن هماهنگ سازد و به گفتهء اميرمؤمنان على عليه السلام در خطبهء متقيان :
« أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 79 ، ص 78 .
( 2 ) . همان ، ج 75 ، ص 56 ، پاورقى شمارهء 2 .