نورانى مىشود و مردم از تو در امان خواهند بود » . « 1 »
البته همهء اينها مربوط به سخنانى است كه به اصطلاح فضول الكلام يا آلوده به گناه است ؛ ولى سخن حق و تعليم دانش و امر به معروف و نهى از منكر و امثال آن به يقين از آن مستثناست و همانگونه كه سابقاً در حكمت 182 گفتيم در روايات آمده است كه اگر كلام از آفات خالى باشد به يقين از سكوت برتر است ، زيرا انبيا دعوت به كلام شدند نه به سكوت حتى اگر ما در فضيلت سكوت سخن مىگوييم از كلام كمك مىگيريم . « 2 »
سپس در دومين نكته مىفرمايد : « انصاف مايهء فزونى دوستان است » ؛
( وَبِالنَّصَفَةِ يَكْثُرُ الْمُوَاصِلُونَ )
. « نَصَفَة » به معناى « انصاف » و « مُواصلون » جمع « مواصل » در اينجا به معناى دوست است .
حقيقت انصاف آن است كه انسان ، نه حق كسى را غصب كند و نه سبب محروميت كسى از حقش شود ، نه سخنى به نفع خود و زيان ديگران بگويد و نه گامى در اين راه بردارد ، بلكه همه جا حقوق را رعايت كند حتى در مورد افراد ضعيف كه قادر به دفاع از حق خويش نيستند . بديهى است كسى كه اين امور را رعايت كند دوستان فراوانى پيدا مىكند و جاذبهء انصاف بر كسى پوشيده نيست .
در روايات اسلامى دربارهء اهميت انصاف بحثهاى گستردهاى ديده مىشود از جمله تنها در اولين باب از ابوابى كه در كتاب ميزان الحكمه دربارهء اهميت انصاف ذكر شده 20 حديث كوتاه و پرمعنا از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است ؛ از جمله مىفرمايد :
« الإنْصافُ أفْضَلُ الْفَضائِلِ
؛ برترين فضيلتها انصاف است » . « 3 »
هامش
( 1 ) . غررالحكم ، ح 4252 .
( 2 ) . براى توضيح بيشتر به ذيل حكمت 182 و 71 و به جلد اول تفسير موضوعى اخلاق در قرآن ، ص 298 مراجعه شود .
( 3 ) . غررالحكم ، ح 9096 .