كوتاهىهايش سراى جاويد خود را ويران نموده است . البته جمع ميان اين سه تفسير نيز مانعى ندارد .
سپس امام عليه السلام در ادامهء اين سخن جملهء پرمعنايى مىگويد كه در واقع شرحى است از كوتاهى در عمل . مىفرمايد : « خدا به كسى كه در مال و جانش نصيبى براى او نيست ، اعتنايى ندارد » ؛
( وَلَا حَاجَةَ لِلَّهِ فِيمَنْ لَيْسَ لِلَّهِ فِي مَالِهِ وَنَفْسِهِ نَصِيبٌ )
. اشاره به اينكه كسانى مورد عنايت پروردگار در دنيا و آخرتند كه از بذل جان و مال در راه خدا دريغ ندارند ، و به بيان ديگر ، ايمان و يقين و وفادارى خود را به اسلام در عمل ثابت مىكنند .
درست است كه جان و مال همه از سوى خداست و اگر انسان در بذل آنها اقدام كند در واقع به خودش خدمت كرده است ، زيرا خدا از همگان بىنياز است ؛ ولى خداوند روى الطاف بيكرانش آن را به عنوان حاجتى از سوى خود گرفته است .
اين سخن دربارهء مؤمنانى كه داراى مقامات بالا هستند نيست ، آنها فقط نصيبى از جان و مالشان را در راه خدا صرف نمىكنند ، بلكه هرچه دارند در راه خدا مىدهند .
جملهء
« لَا حَاجَةَ لِلَّهِ »
به معناى بىاعتنايى و اعراض خداوند از چنين افرادى است كه چيزى از جان و مال را در راه او نمىبخشند ، زيرا كسى كه به چيزى يا شخصى نياز ندارد طبعاً اعتنايى هم به او نمىكند ، بنابراين جملهء « لا حاجة . . . » با توجه به اينكه خدا به هيچ كس نياز ندارد كنايه از بىاعتنايى است و منظور از بىاعتنايى اين است كه خدا آنها را از مواهب خاص و عنايات ويژهاش محروم مىسازد .
اين تعبير مانند بيان كنايهآميز ديگرى است كه در آيهء 67 سورهء « توبه » دربارهء
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٢