تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
يَزِدْ هذا ؛ در قلب هر فرد با ايمانى دو نور هست : نور خوف و نور رجا ، اگر اين را وزن كنند چيزى اضافه بر آن نيست و اگر آن را وزن كنند چيزى اضافه بر اين نخواهد بود » . « 1 » البته منظور اين نيست كه واقعاً همهء گناهان را انجام مىدهند و با همان حالت از دنيا مىروند ؛ بلكه مقصود اين است كه اميدوار باشند سرانجام توبه مىكنند و در مقام اصلاح بر مىآيند و سپس از دنيا مىروند . در روايت ديگرى در همان باب از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه راوى عرض مىكند : جمعى از دوستان شما هستند كه خود را آلوده گناهان مىكنند و مىگويند : اميد ( به رحمت خدا و محبت اهل‌بيت ) داريم ، امام فرمود : « كَذَبُوا لَيْسُوا لَنا بِمُوالٍ ؛ آنها دروغ مىگويند از دوستان ما نيستند » . سپس افزود : « اولئِكَ قَوْمٌ تَرَجَّحَتْ بِهِمِ الْأمانِىُّ مَنْ رَجا شَيْئاً عَمِلَ لَهُ وَمَنْ خافَ مِنْ شَىْءٍ هَرَبَ مِنْهُ ؛ آنها كسانى هستند كه در چنگال آرزوها گرفتار شده‌اند ( زيرا ) كسى كه اميد به چيزى داشته باشد براى آن عمل مىكند و كسى كه از چيزى بترسد از آن مىگريزد » . « 2 » آن‌گاه امام در سه جملهء اخير از كلام نورانى خود به اين نكته اشاره مىكند كه اگر انسان با چشم عبرت به اطراف خود بنگرد به حقايق اين عالم آشنا مىشود ، سپس به تحليل آن حقايق مىپردازد و اسباب و نتايج آن را درك مىكند و كسى كه به اسباب و نتايج آن حقايق آشنا مىگردد عالم مىشود ؛ يعنى راه را به سوى مقصد پيدا مىكند . در واقع پيوند ناگسستنى ميان سه موضوع هست : چشم عبرت داشتن ، تحليل حوادث كردن و عالم و آگاه شدن . منظور از عبرت گرفتن اين است كه انسان حادثه‌اى را كه مىبيند نخست به مقدماتى كه آن را تشكيل داده و آثارى كه بر آن مترتب مىشود توجه كند سپس
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، باب الخوف و الرجاء ، ص 67 ، ح 1 . ( 2 ) . همان ، ص 68 ، ح 6 .