بخورد بيمارى حاصل مىشود . به همين دليل پزشكان اولين دستورى را كه مىدهند محاسبهء اجزاى تشكيل دهندهء خون از طريق آزمايش است تا به وسيلهء اين حسابگرى جلوى بيمارى را بگيرند .
آن كس كه اين آزمايشها را به فراموشى بسپارد ممكن است زمانى متوجه شود كه خسارت و زيان وسيعى دامن او را گرفته ، در امور مادى دنيا ورشكست و در مسائل طبيعى مانند سلامتى جسم گرفتار بيمارىهاى غير قابل علاج شده است .
اسلام مىگويد : در امور معنوى نيز بايد همينگونه بلكه دقيقتر به حساب خويش رسيد . آن كس كه مراقب اعمال خويش باشد و حسابرسى دقيق كند سود معنوى مىبرد و كسى كه از آن غافل گردد گرفتار خسران و زيان در دنيا و آخرت مىشود .
در حديثى از رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم :
« لا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتّى يُحاسِبُ نَفْسَهُ أشَدَّ مِنْ مُحاسَبَةِ الشَّريكِ شَريكَهُ وَالسَّيّدُ عَبْدَهُ
؛ انسان فرد باايمانى نخواهد بود مگر زمانى كه با دقت اعمال خود را محاسبه كند ؛ دقيقتر از آنچه شريك به حساب شريك خود مىرسد يا مولا به حساب بنده خويش » . « 1 »
حسابگرى در مسائل معنوى و امور اخروى بايد شديدتر و دقيقتر باشد ، زيرا غير ما حسابگرانى هستند كه حساب دقيق اعمال ما را دارند ، در حالى كه در امور مادى ، هر كس خودش حسابگر خويش است و معمولا كسى بر او نظارتى ندارد .
قرآن مجيد مىگويد : « وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ * كِرَاماً كَاتِبِينَ * يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ » ؛ و به يقين نگاهبانانى بر شما گمارده شده ، و الا مقام و نويسندهء ( اعمال نيك و بد شما ) كه مىدانند شما چه مىكنيد » . « 2 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 67 ، ص 72 .
( 2 ) . انفطار ، آيهء 10 - / 12 .