تفسير ديگر اين است كه منظور از « اوتاد » شرايط استحكام پيمان است ؛ يعنى به هنگامى كه مىخواهيد با كسى پيمان ببنديد شرايط دقيق و محكمى براى آن ذكر كنيد تا راه فرارى براى طرف باقى نماند .
تفسير سوم اينكه وفاى به پيمان لازم است ؛ اما نه در برابر پيمانشكنان ؛ هرگاه آنها پيمان شكستند شما هم مىتوانيد دست از پيمان برداريد ، همانگونه كه در آيهء 7 سورهء « توبه » مىخوانيم : « فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ » ؛ تا زمانى كه به پيمان شما پايبند باشند ، شما نيز به پيمان آنها پايبند باشيد » . نيز در آيهء 12 همان سوره آمده است : « وَإِنْ نَّكَثُوا أَيْمَانَهُمْ مِّنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِى دِينِكُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَاأَيْمَانَ لَهُمْ » ؛ و اگر پيمانهاى خود را پس از عهد خويش بشكنند ، و آيين شما را مورد طعن ( و تمسخر ) قرار دهند ، با پيشوايان كفر پيكار كنيد ؛ چرا كه پيمان آنها اعتبارى ندارد » .
مناسبتر از همه اين تفاسير همان تفسير اول به نظر مىرسد ، هرچند جمع تفاسير مختلف در يك عبارت طبق عقيدهء ما كه بارها به آن اشاره كردهايم امكانپذير است . « 1 »
نكته : شرايط پيمان بستن با مخالفان و لزوم وفاى به عهد
به تناسب كلام حكيمانهء بالا اشاره به دو قسمت از تعليمات اسلام را در اينباره لازم مىدانيم : نخست اينكه در تعليمات دينى ما دستور داده شده هنگامى كه با مخالفان خود عهد و پيمان مىبنديد مراقب باشيد محكمكارى كنيد ؛ با الفاظ صريح و شرايط لازم و رعايت نكاتى كه هرگونه بهانهء پيمانشكنى را از
هامش
( 1 ) . قابل توجه اينكه واژهء « اعتصام » هم به معناى ايجاد پيمان و چنگ زدن است ( همانگونه كه در آيهء شريفهء « وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً » آمده است ) و هم به معناى وفادارى بعد از ايجاد پيمان است و واژهء « فى » در « في أوتادِها » ممكن است به معناى ظرفيت يا به معناى « باء » تعديه باشد .