اين دو خصلت ، دو عيب بزرگ است ؛ مشغول لهو و لعب بودن يك عيب و با اغنياى بىدرد و بىخبر از حال فقرا همنشين شدن عيبى ديگر ؛ اما با فقيران زيستن خود يكى از محاسن اخلاقى است و ذكر خدا با آنان گفتن فضيلت ديگرى است .
25 . « ( از كسانى مباش كه ) همواره به نفع خود و به زيان ديگران حكم مىكنند ؛ اما هرگز حق را به ديگران نمىدهند » ؛
( يَحْكُمُ عَلَى غَيْرِهِ لِنَفْسِهِ ، وَلَا يَحْكُمُ عَلَيْهَا لِغَيْرِهِ )
. در حالى كه نشانهء مؤمنان راستين - بر پايه صريح آيات و روايات - اين است كه طرفدار حق باشند ، هرچند به زيان آنها باشد و باطل را رها كنند ، هرچند به ضرر آنها باشد . قرآن مجيد مىگويد : « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ للَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ » ؛ اى كسانى كه ايمان آورديد ! همواره و هميشه قيام به عدالت كنيد . براى خدا گواهى دهيد ، اگر چه به زيان شما يا پدر و مادر يا نزديكانتان بوده باشد » . « 1 »
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : مؤمن بر مؤمن ديگر هفت حق دارد كه سادهترين آنها اين است :
« أَنْ تُحِبَّ لَهُ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَتَكْرَهَ لَهُ مَا تَكْرَهُ لِنَفْسِك
؛ آنچه براى خود دوست مىدارى براى ديگران دوست بدار و آنچه براى خود نمىپسندى براى ديگران مپسند » . « 2 »
26 . « ( از كسانى مباش كه ) ديگران را هدايت و خود را گمراه مىسازد و در نتيجه مردم از آنها اطاعت مىكنند ؛ اما خودش خدا را معصيت » ؛
( يُرْشِدُ غَيْرَهُ وَيُغْوِي نَفْسَهُ . فَهُوَ يُطَاعُ وَيَعْصِي )
. به اين ترتيب سخنان هدايتگر آنها سبب نجات ديگران مىشود ؛ اما خودشان
هامش
( 1 ) . نساء ، آيهء 135 .
( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 69 ، ح 2 .