است و همانگونه كه اشاره كرديم غالب آنها ناشى از تناقض در شخصيت و رفتار است كه در دو مصداق از امر واحدى به واسطهء انگيزههاى شهوانى دوگونه عمل يا قضاوت مىشود ؛ ولى آنها كه ايمان قوى و تسلط بر نفس دارند از اينگونه تناقضها بر كنارند .
* * * به يقين هر كس اين كلام نورانى را نصبالعين قرار دهد و آن را برنامهء زندگى خويش بشمارد براى نجات او در دنيا و آخرت كافى است .
ازاينرو مرحوم سيد رضى در پايان اين گفتار حكيمانه مىفرمايد : « اگر در اين كتاب جز اين كلام نبود براى موعظهء سودمند و حكمت رسا و بينايى بينندگان و عبرت ناظرانِ انديشمند كافى بود » ؛
( قالَ الرَّضِيُ وَلَوْ لَمْ يَكُنْ في هذَا الْكِتابِ إلّاهذَا الْكَلامُ لَكَفى بِهِ مَوْعِظَةً ناجِعَةً وَحِكْمَةً بالِغَةً وَبَصيرَةً لِمُبْصِرٍ وَعِبْرَةً لِناظِرٍ مُفَكِّرٍ )
.
نكته :
مرحوم محقق شوشترى در شرح نهجالبلاغهء خود نقل مىكند كه ابن عباس اين سخن را از امام عليه السلام گرفت و آن را به فرزندش وصيت كرد سپس به او گفت :
اين سخن بايد براى تو گنجى باشد كه آن را ذخيره مىكنى . در حفظ و نگهدارى آن از حفظ و نگهدارى طلاى سرخ كوشاتر باش ! چرا كه اگر آن را رعايت كنى خير دنيا و آخرت نصيب تو خواهد شد . « 1 »
به راستى كلام مولا عليه السلام چقدر پرارزش و راهگشاست كه تنها يك بخش كوچك آن مىتواند ضامن سعادت انسان در دنيا و آخرت باشد .
* * *
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء شوشترى ، ج 8 ، ص 371 .