مىگردد ، همانگونه كه در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است :
« مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ مَاءِ الْبَحْرِ كُلَّمَا شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشَانُ ازْدَادَ عَطَشاً حَتَّى يَقْتُلَه
؛ مَثَل دنيا همچون آب شور درياست كه هر قدر تشنهاى از آن بيشتر بنوشد بيشتر گرفتار عطش مىشود تا او را در كام مرگ فرو برد » . « 1 »
5 . « ( از كسانى مباش كه ) از شكر آنچه به او داده شده عاجز است ؛ ولى باز هم فزونى مىطلبند » ؛
( يَعْجِزُ عَنْ شُكْرِ مَا أُوتِيَ ، وَيَبْتَغِى الزِّيادَةَ فِيمَا بَقِيَ )
. روشن است كه هر نعمتى را شكرى لازم است و از دست و زبان هيچ كس بر نمىآيد كه از عهدهء شكرش به در آيد . با اين حال چگونه ممكن است انسان ، شكر را رها كند و دائما به دنبال زياده خواهى باشد . اين نشانهء نهايت غفلت و بىخبرى است .
6 . « ( از كسانى مباش كه ) ديگران را از كار بد باز مىدارد ؛ ولى خود نهى نمىپذيرد و ديگران را به كار خوب وا مىدارد ؛ ولى خودش به آن عمل نمىكند » ؛
( يَنْهَى وَلَا ينْتَهِيَ ، وَيأْمُرُ بِمَا لَايَأْتِيَ )
. بديهى است اگر انسان كسى را به چيزى امر كند به يقين به سبب آثار خوب و بركات آن است . با اين حال اگر عاقل باشد چرا خودش از آن بهره نگيرد و اگر ديگرى را از كارى باز مىدارد لابد به سبب زيانهاى آن است ، با اين حال چرا خودش پرهيز نكند . آيا اين بىتوجهى دليل بر آن نيست كه ايمان درستى به گفتههاى خود ندارد ؟
قرآن مجيد نيز در مقام سرزنش اينگونه افراد مىفرمايد : « أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَالْكِتَابَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ » ؛ آيا مردم را به نيكى ( و ايمان به پيامبرى كه صفات او در تورات آمده ) دعوت مىكنيد ، امّا خودتان را فراموش مىكنيد با اينكه شما كتاب آسمانى ( تورات ) را مىخوانيد . آيا نمىانديشيد ؟ » . « 2 »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 136 ، ح 24 .
( 2 ) . بقره ، آيهء 44 .