حمل بر امامان معصوم و ياران خاص آنان مىكرد . ( در پايان اين گفتار سخنى دربارهء روايات ابدال خواهيم داشت ) .
سپس امام عليه السلام به نكتهء مهمى دربارهء فوايد وجود حجتهاى الهى اعم از غائب و ظاهر پرداخته مىفرمايد : « وجود آنها به اين سبب است كه دلائل الهى و نشانههاى روشن او هرگز باطل نگردد و از دست نرود » ؛
( لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَبَيِّنَاتُهُ )
. اين سخن در واقع يكى از پاسخها براى سؤال معروفى است كه دربارهء فلسفهء وجود امام غائب عليه السلام مىشود و آن اينكه امام غائب عليه السلام افزون بر اينكه وجودش سبب آرامش زمين و بركات الهى و تربيت و پرورش دلهاى آماده است ، از طريق ولايت تكوينى همچون پرورش گلها و ميوهها به وسيلهء آفتاب پشت ابر ، فايدهء ديگرى نيز دارد و آن اين است كه معارف اسلامى و حجج و بينات الهى و احكام شريعت را دستنخورده نگه مىدارد تا با گذشت زمان گرد و غبار نسيان و بطلان بر آنها ننشيند و آيين حق تحريف نگردد تا زمانى كه ظاهر شود و همه را از اين آب زلال حياتبخش سيراب كند .
حضرت در ادامهء اين سخن به بيان عدد و صفات آنها مىپردازد و مىفرمايد :
« آنها چند نفرند و كجا هستند ؟ به خدا سوگند تعدادشان اندك و قدر و مقامشان نزد خدا بسيار والاست » ؛
( وَكَمْ ذَا وَأَيْنَ أُولَئِكَ ؟ أُولَئِكَ وَاللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَالْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً )
. قرآن مجيد نيز دربارهء مؤمنان صالح العمل كه در درجات والاى ايمان قرار دارند مىگويد :
« « وَقَلِيلٌ مَّا هُمْ »
؛ آنها ( كه ايمان دارند و عمل صالح و ظلم و ستمى بر يكدگر نمىكنند ) تعدادشان كم است » . « 1 »
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه امام معصوم در هر زمان يكى بيش نيست
هامش
( 1 ) . ص ، آيهء 24 .