نيروى عقل و درك داشته باشند » .
2 . به معنى روح و جان ، چنانكه در سورهء « احزاب » ، آيهء 10 آمده است : « « وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ » ؛ هنگامى كه چشمها از وحشت فرومانده و جانها به لب رسيده بود » .
3 . به معنى مركز عواطف . آيهء 12 سورهء « انفال » شاهد اين معناست : « « سَأُلْقِى فِى قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ » ؛ بهزودى در دل كافران ترس ايجاد مىكنيم » . در جاى ديگر در سورهء « آل عمران » آيهء 159 مىخوانيم : « « فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنْ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ » ؛ . . . اگر سنگدل بودى از اطرافت پراكنده مىشدند » .
توضيح اينكه در وجود انسان دو مركز نيرومند به چشم مىخورد :
1 . مركز ادراكات كه همان « مغز و دستگاه اعصاب » است ، لذا هنگامى كه مطلب فكرى براى ما پيش مىآيد احساس مىكنيم با مغز خويش آن را مورد تجزيه و تحليل قرار مىدهيم ( اگرچه مغز و سلسلهء اعصاب در واقع وسيله و ابزارى براى روح هستند ) .
2 . مركز عواطف كه عبارت است از همان قلب صنوبرى كه در بخش چپ سينه قرار دارد و مسائل عاطفى در مرحلهء اول روى همين مركز اثر مىگذارد و اولين جرقه از قلب شروع مىشود .
ما بالوجدان هنگامى كه با مصيبتى روبهرو مىشويم فشار آن را روى همين قلب صنوبرى احساس مىكنيم ، و همچنان وقتى كه به مطلب سرورانگيزى بر مىخوريم فرح و انبساط را در همين مركز احساس مىكنيم ( دقت كنيد ) .
درست است كه مركز اصلى « ادراكات » و « عواطف » همگى روان و روح آدمى است ولى تظاهرات و عكسالعملهاى جسمى آنها متفاوت است عكس العمل درك و فهم نخستين بار در دستگاه مغز آشكار مىشود ؛ ولى عكسالعمل مسائل
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 647
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٤٧