فرموده است . نخست « عَشّار » است ( عَشّار از مادهء « عُشْر » به كسانى گفته مىشد كه يك دهم از اموال مردم را بر در دروازهها يا غير آن به عنوان ماليات براى حكام ظالم مىگرفتند ) .
سپس « عريف » كه صفت مشبهه از مادهء عرفان و معرفت است و اشاره به كسانى است كه به عنوان جاسوسى و گزارشگرى براى حاكمان ظالم كار مىكردند .
« شرطىّ » همان است كه امروز به پليس و مامور انتظامى گفته مىشود و در گذشته به آنها داروغه مىگفتند آنها كسانى بودند كه براى نظم شهرها و جلب افراد خاطى و مخالف « حاكمان ظالم وقت » اقدام مىكردند . ( از مادهء « شَرَط » ( بر وزن طرف ) به معناى علامت گرفته شده ، زيرا آن مأموران لباس مخصوص يا علامتهاى خاصى داشتند » .
صاحب « عَرْطَبَه » و صاحب « كَوْبَه » اشاره به نوازندگانى است كه آهنگهاى مناسب مجالس لهو و فساد و عياشى و هوسرانى مىنواختند .
در واقع داود دو گروه را استثنا كرده : كسانى كه كمك به ظالمان و جباران مىكنند و كسانى كه مردم را به عياشى و هوسرانى دعوت مىنمايند .
نكتهها
1 . نوف بكالى كيست ؟
« نوف » ( بر وزن خوف ) يكى از ياران امير مؤمنان على عليه السلام و احتمالًا از خادمان آن حضرت بود . در ضبط وصف او ( بكّال ) اختلاف است بعضى « بِكال » ( بر وزن كتاب ) و بعضى « بَكال » ( بر طواف ) و بعضى « بَكّال » ( بر وزن فعال ) گفتهاند و در هر حال آن را شاخهاى مىدانند از قبيلهء همدان يا حِمْيَر كه در يمن سكونت داشتند .