102 و قال عليه السلام يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَايُقَرَّبُ فِيهِ إِلَّا الْمَاحِلُ ، وَلَا يُظَرَّفُ فِيهِ إِلَّا الْفَاجِرُ ، وَلَا يُضَعَّفُ فِيهِ إِلَّا الْمُنْصِفُ ، يَعُدُّونَ الصَّدَقَةَ فِيهِ غُرْماً ، وَصِلَةَ الرَّحِمِ مَنّاً ، وَالْعِبَادَةَ اسْتِطَالَةً عَلَى النَّاسِ ! فَعِنْدَ ذَلِكَ يَكُونُ السُّلْطَانُ بِمَشُورَةِ النِّسَاءِ ، وَإِمَارَةِ الصِّبْيَانِ ، وَتَدْبِيرِ الْخِصْيَانِ ! .
امام عليه السلام فرمود :
زمانى بر مردم فرا مىرسد كه تنها حيلهگرانِ سخنچين ، مقرّبند و تنها فاجرانِ بدكار ، ظريف ولطيف شمرده مىشوند وافراد با انصاف ، ضعيف وناتوان محسوب خواهند شد . در آن زمان كمك به نيازمندان خسارت و ضرر ، و صلهء رحم ( كه حق مسلم خويشاوندان است ) منت ، و عبادت ( كه وظيفهء هر انسانى در پيشگاه خداست ) وسيلهء برترىجويى بر مردم خواهد بود . در آن زمان حكومت به مشورت زنان و فرمانروايى كودكان و تدبير خواجههاست . « 1 »
هامش
( 1 ) . سند گفتار حكيمانه :
مطابق نقل مصادر نهجالبلاغه ، از جمله كسانى كه پيش از مرحوم سيّد رضى اين كلام حكمتآميز را در كتب خود آوردهاند ، مبرد در كتاب كامل ( با تفاوت مختصرى ) و يعقوبى در تاريخ خود و مرحوم كلينى در روضهء كافى هستند و بعد از سيّد رضى ، راغب آن را در محاضرات الادباء با تغييراتى ذكر كرده و همچنين آمدى در غررالحكم و ابن طلحهء شافعى در مطالب السؤول نيز با تفاوتى كه نشان مىدهد از غير نهجالبلاغه گرفتهاند آورده است . ( مصادر نهجالبلاغه ، ج 4 ، ص 95 ) .