جوانان بيشتر است و شايد دليل آن اين باشد كه انسان هر چه خود را به مرگ نزديكتر مىبيند احساس مىكند وقت كمترى براى رسيدن به آرزوها در اختيار دارد . به عكس جوانان فكر مىكنند وقت طولانى براى رسيدن به آرزوها دارند .
در حديث معروف نبوى مىخوانيم :
« يَشيبُ ابْنُ آدَمَ وَيَشُبُّ فيهِ خِصْلَتانِ ؛
انسان پير مىشود ولى دو صفت در او جوان خواهد شد : حرص و آرزوهاى دور و دراز » . « 1 »
آدمى پير چو شد حرص جوان مىگردد * خواب در وقت سحرگاه گران مىگردد
در سومين و چهارمين نكته به نزديك شدن انسان به مرگ و فاصله گرفتن از خواستهها اشاره مىكند . فاعل اين دو فعل همان « دهر » و گذشت روزگار است زيرا عمر انسان به هر حال محدود است و سرمايهاى است كه با گذشت زمان تدريجاً نقصان مىپذيرد و به همان نسبت ، انسان از خواستههايش دور مىشود چون زمان كوتاهترى براى رسيدن به خواستهها در اختيار دارد . اضافه بر اين نيروهاى او هم رو به ضعف و كاستى مىرود و اين عامل ديگرى است كه او را از خواستههايش دور مىسازد .
گرچه « آمال » و « امنيّه » هر دو معناى قريب به يكديگر دارند و به معناى آرزوها و خواستههاست ؛ ولى به نظر مىرسد « آمال » بيشتر در مورد آرزوهاى دست يافتنى و « امنيّه » در مورد آرزوهاى دست نيافتنى به كار مىرود ، هرچند گاه در غير اين مورد نيز استفاده مىشود .
بنابراين جملهء « يُجَدِّدُ الْآمالَ » اشاره به اين است كه انسان هر روز آرزوى تازهاى براى خود پيدا مىكند و براى رسيدن به آن مشغول تلاش مىشود و هر
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 70 ، ص 22 .