حال كه هستى راضى باش تا از مقام و مرتبهء تو نزد خداوند كاسته نشود .
تفسير چهارمى براى اين سخن به نظر مىرسد كه از بعضى جهات مناسبتر است و آن اينكه اگر به مقصود نرسيدى به هر صورت باشى تفاوتى نمىكند مثل اينكه كسى هدفش اين بوده كه در فلان شهر زندگى كند و موفقيت خود را تنها در آنجا مىبيند . اگر اين مقصود براى او حاصل نشود چه تفاوتى مىكند كه در هر شهر ديگرى باشد ، زيرا همه شهرها نسبت به خواستهء او يكسان است و نبايد در اينباره سختگيرى كند . اين شبيه چيزى است كه مرحوم « علامهء شوشترى » در شرح نهج البلاغهء خود آورده كه زنى تنها يك پسر داشت و از دنيا رفت . آن مادر گفت : من مىخواستم اين فرزند من زنده بماند حال كه از دنيا رفت هر كس ديگرى مىخواهد بعد از او زنده بماند يا نماند .
بارها گفتهايم كه ارادهء چند معناى مختلف از عبارت واحد مانعى از نظر ادبى ندارد و در نثر و نظم كلام عرب و ساير لغات ، نمونههاى فراوانى از آن هست ، بنابراين ممكن است تمام معانى فوق در محتواى كلام امام عليه السلام جمع باشد .
* * *
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 416
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤١٦