به همين دليل در كلام بعضى از بزرگان آمده است :
« أبْخَلُ النَّاسِ بِمالِهِ أجْوَدُهُمْ بِعِرْضِهِ ؛
بخيلترين مردم در مورد مال خود سخاوتمندترين آنها در مورد آبروى خويش است » . « 1 »
آنگاه امام به رذيلهء دوم اخلاقى اشاره كرده مىفرمايد : « ترس مايهء نقصان مىشود » ؛
( وَالْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ )
. افراد ترسو هرگز نمىتوانند از قابليتها ، شايستگىها و استعدادهاى خود استفاده كنند و نتيجهء آن عقبماندگى در زندگى است . به علاوه هنگامى كه دين و جان و ناموس و كشور آنها به خطر بيفتد از جهاد ابا دارند و به جاى اينكه در صف مجاهدان باشند در صف قاعدان و بيماران و از كار افتادگان و كودكان قرار مىگيرند . هرگز هيچ آدم ترسويى به مقامى نرسيده ؛ نه كشف مهمى كرده نه پيروزى چشمگيرى به دست آورده و نه به قلههاى كمال رسيده است .
از اين رو در حديثى از امام باقر عليه السلام مىخوانيم :
« لَا يُؤْمَنُ رَجُلٌ فِيهِ الشُّحُّ وَالْحَسَدُ وَالْجُبْنُ وَلَا يَكُونُ الْمُؤْمِنُ جَبَاناً وَلَا حَرِيصاً وَلَا شَحِيحاً ؛
هيچ يك از كسانى كه داراى بخل و حسد و جبن باشند به حقيقت ايمان نمىرسند و مؤمن ترسو و بخيل و حريص نخواهد بود » . « 2 » حتى امير مؤمنان على عليه السلام به مالك اشتر توصيه مىكند « كه هرگز افراد ترسو را به حوزهء مشاوران خود راه مده » ؛
( وَلَا تُدْخِلَنَّ فِي مَشوَرَتِكَ بَخِيلًا . . . وَ لَاجَبَاناً )
و همانگونه كه امام عليه السلام در نامهء مالك اشتر اشاره فرموده سرچشمهء جبن و ترس سوء ظن به ذات پاك پروردگار است ، زيرا مىدانيم خداوند به افراد با ايمان وعده داده كه من شما را تنها نمىگذارم به جنگ مشكلات برويد و از من يارى بطلبيد . آنگاه امام در سومين جمله اشاره به آثار فقر در زندگى انسانها مىكند
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغهء علامهء شوشترى ، ج 13 ، ص 308 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 64 ، ص 364 ، ح 68 .