باشد ، زيانى نيز با خود همراه دارد . در حديثى از امام كاظم عليه السلام نقل شده است كه فرمود :
« لَيْسَ مِنْ دَوَاءٍ إِلَّا وَهُوَ يُهَيِّجُ دَاءً وَلَيْسَ شَيْءٌ فِي الْبَدَنِ أَنْفَعَ مِنْ إِمْسَاكِ الْيَدِ إِلَّا عَمَّا يُحْتَاجُ إِلَيْهِ ؛
هيچ دارويى نيست مگر اينكه دردى را تحريك مىكند و هيچ چيز در بدن سودمندتر از امساك جز نسبت به چيزى كه به آن نياز دارد نيست » . « 1 »
در حديث ديگرى از همان امام عليه السلام مىخوانيم :
« ادْفَعُوا مُعَالَجَةَ الْأَطِبَّاءِ مَا انْدَفَعَ الْمُدَاوَاةُ عَنْكُمْ ؛
از معالجهء طبيبان پرهيز كنيد تا زمانى كه بيمارى به شما فشار نياورده است » . « 2 »
اين سخن به بيان ديگرى نيز از امير مؤمنان عليه السلام نقل شده است كه مىفرمايد :
« لَا تَضْطَجِعْ مَا اسْتَطَعْتَ الْقِيَامَ مَعَ الْعِلَّةِ ؛
تا زمانى كه مىتوانى با داشتن بيمارى سرپا باشى در بستر نخواب » . « 3 » و نظير اين روايت روايات ديگرى نيز هست .
تكرار مىكنيم : مفهوم اين سخنان اين نيست كه انسان با طبيب و دارو خود را معالجه نكند بلكه مفهومش آن است كه در مراجعه به طبيب و استفاده از داروها - كه معمولًا آثار زيانبارى دارد - عجله ننمايد .
بعضى از شارحان ، براى اين حديث به جاى اين معناى طبى و درمانى مفهوم اخلاقى ذكر كردهاند و گفتهاند : انسان بايد در برابر حوادث و مشكلات و بيمارىها خويشتندار باشد و تا مىتواند با مشكلات بسازد و زبان به شكايت نگشايد كه با روح رضا و تسليم سازگار نيست .
ولى اين معنا با ظاهر جمله و روايات مشابهى كه در اين زمينه وارد شده چندان سازگار نيست .
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 59 ، ص 68 ، ح 18 .
( 2 ) . همان ، ص 63 ، ح 4 .
( 3 ) . همان ، ج 78 ، ص 204 ، ح 7 .