شبيه همين داستان در بحارالانوار ، جلد 46 ، صفحهء 81 ، از طاووس يمانى نقل شده است .
تنها مسئلهء معاد و نجات يومالقيامة نيست كه نسبها در آن تأثيرى ندارد بلكه در گرو اعمال آدمى است ، در دنيا نيز افرادى را مىشناسيم كه از نسبهاى برجستهاى برخوردار بودند ؛ اما بر اثر سستى و تنبلى عقب ماندند و راه به جايى نبردند و افرادى را سراغ داريم كه از نظر نسب از يك خانوادهء به ظاهر پايين اجتماعى بودند ؛ ولى لياقت و كاردانى و تلاش و كوشش آنها را به مقامات بالا رساند .
سعدى حال اين دو گروه را در شعر خود به خوبى سروده است و مىگويد :
وقتى افتاد فتنهاى در شام * هركس از گوشهاى فرا رفتند
روستا زادگان دانشمند * به وزيرى پادشا رفتند
پسران وزير ناقص عقل * به گدايى به روستا رفتند
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه ما در روايات اسلامى دربارهء فضيلت سادات و فرزندان پيامبر مطالب زيادى داريم و در نامهء مالك اشتر ، على عليه السلام به او توصيه مىكند كه فرماندهان لشكرش را از خانوادههاى اصيل برگزيند
( ثُمَّ الْصِقْ بِذَوِى الْأحْسابِ
. . . ) و در دستورات مربوط به انتخاب همسر نيز آمده است كه همسران خود را از خانوادههاى اصيل برگزينيد و اينها نشان مىدهد كه نسب و اصالت خانوادگى نيز مؤثر است .
پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مىشود و آن اينكه منظور امام از نسب ، نسبهاى تشريفاتى دنيوى است كه فلان كس شاهزاده است يا پدرانش از مالكان بزرگ و ثروتمندان معروف شهر بودهاند ؛ و اما نسبهاى معنوى كه بر اساس ارزشهاى والاى اخلاقى و انسانى بنا شده به يقين مؤثر و در عين حال باز هم اصالت با عمل است و اينگونه نسبها نيز در درجات بعد قرار دارد .